دریغ از یک کیلومتر آسفالت

اما،تاکید میکنم اما اما، اما،
۲۸ کیلومتر باقیمانده کاری فراتر از قطعه مذکور است، پل مرحوم مهندس اسدی، قسمت ابتدایی اتصال دو جادهدر کیلومتر تقریباً ۴۸، پل عمیق باز همان ابتدایی جاده قبل از پل اسدی، پل طویل بعد از پل اسدی، پل روبروی مسجد حضرت ابوالفضل ( ع)، پل عمیق پیچ رجب، مواردی نیستند که به این سادگی بتوان از کنارش رد شد هرچند مردم شهرم ۴۸ ماهی است که به سادگی از کنارش می گذرند. بد نیست به این مطلب هم توجه ای کنید “وزن پل در اتمام جاده چقدر است؟!”
آقای فرماندار! با این تعداد بولدوزر و گریدر و غلتک بنظر نمی رسد کار ۴ ماهه جمع شود.

جاده بافق…
جاده بافق …
جاده بافق …
دیگر کسی نیست که قضیه جاده بافق را نداند
جاده ای که ملقب به جاده مرگ شد.
جاده ای که حتی نامش هم بهانه و دلیلی شد برای نیامدن پزشکانی متخصص که متعهد شده بودند بیایند!

جاده ای که پس از سه سال از افتتاح تقریباً ۶۰ کیلومتر ابتدایی اش یا شایدم انتهایی اش، تنها ۱۵ کیلومترش افتتاح شد و یا شایدم افتض…؛ بیخیال شوم.
بریم سراغ همین ۱۵ کیلومتر.
پل رودخانه شور که حالا معضل و نقطه حادثه خیز پرخطری است برای همین چند کیلومتر و فقط کسانی که قبلا تردد کرده اند میتوانند جان سالم به در برند!. به کجا رسید؟ چه شد؟ چرا کار آن شروع نمی شود تا تمام شود؟
حتماً باید در این نقطه هم…؟ بیخیال.
اقای فرماندار مگر قرار نبود کار این پل بلافاصله شروع شود؟؟؟!
الان هم حداقل سه هفته میگذرد و آغاز که هیچ!! حتی تقلایی برای شروع آنهمدیده نمی شود و البته دریغ از یک کیلومتر آسفالت!
خدا را شکر روی سخنم با فرمانداری است که لااقل تاکید میکنم لااقل تا الان آن چنان وعده ای نداده است.
خدا را شکر روی سخنم با فرمانداری است که حساب و کتاب می داند و مسلما هم جدول تناسب!
خدا را شکر روی سخنم با فرمانداری است که تا همین جا هم با نظارت و سر زدن های ناگهانی اش کار پیش رفته.
اما، آقای فرماندار! ۱۵ کیلومتر اول در حالی به پایان رسید که آن چنان خاکریزی، خاکبرداری نداشت و در نهایت هم قریب به ۲ ماه طول کشید و با یک حساب سر انگشتی میتوان نتیجه گرفت که مابقی کار ۴ ماه طول می کشد.
اما،تاکید میکنم اما اما، اما،
۲۸ کیلومتر باقیمانده کاری فراتر از قطعه مذکور است، پل مرحوم مهندس اسدی، قسمت ابتدایی اتصال دو جادهدر کیلومتر تقریباً ۴۸، پل عمیق باز همان ابتدایی جاده قبل از پل اسدی، پل طویل بعد از پل اسدی، پل روبروی مسجد حضرت ابوالفضل ( ع)، پل عمیق پیچ رجب، مواردی نیستند که به این سادگی بتوان از کنارش رد شد هرچند مردم شهرم ۴۸ ماهی است که به سادگی از کنارش می گذرند. بد نیست به این مطلب هم توجه ای کنید “وزن پل در اتمام جاده چقدر است؟!”
آقای فرماندار! با این تعداد بولدوزر و گریدر و غلتک بنظر نمی رسد کار ۴ ماهه جمع شود.
شاید از نظر شما و شایدهم مردم! روند کار بهتر شده باشد اما این برتری، نسبی است آن هم نسبت به قبل و قطعا کافی نیست. هرچند شما پیشتر در جلسه دیماه کارگروه بدین موضوع معترف بوده اید که ” از روند وشتاب کار راضی نیستیم “
پس دوستانه به شما بگویم اگر نمیخواهید و واقعا قصد دارید جاده را تا پایان خرداد تحویل دهید لازمه اش این است که بر حجم ماشین آلات بیفزایید وگرنه کار به زمستان سال ۹۶ می کشد.
این نکته را هم بگویم تا الان برودت هوا دست آویزی برای آقایان مسئول مرکز نشین بود و فردا گرمای هوا.

رحمت الله شریعتی

خوب ، بد، زشت

دهه فجر سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و نماد جشن انقلاب برای ما ایرانیان است .دراین دهه علاوه بر برگزاری جشن های مختلف برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره آن دوران, انواع و اقسام پروژه ها هم افتتاح می شود یا این که کلنگ احداث آن ها بر زمین زده می شود.

سوالی که شاید ذهن خیلی ها از ما ها را همواره درگیر کرده این است که چه رابطه ای بین افتتاح پروژه های مختلف در کشور و دهه فجر می تواند باشد؟

این که ما زمانی در سال را داشته باشیم که مسئولان را موظف کند در آن برهه ی زمانی برای نشان دادن خودشان, چیزی را افتتاح کنند یا کلنگی بر زمین بزنند بسیار عالی و شایسته تقدیر است و به قول باستانی کارهاو اهالی زورخانه بر منکرش لعنت.

اما اصرار بر این که حجم این پروژه ها زیاد باشد را نمی توان با هیچ منطقی توجیه کرد مثلاچند روز گذشته خبری آمد با این مضمون« به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان بافق؛ همزمان با هشتمین روز از دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی ۶۷ طرح در حوزه های مختلف با حضور معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار یزد، امام جمعه و سرپرست فرمانداری بافق، بخشدار مرکزی و جمعی از مسئولان محلی در بافق به بهره برداری رسید.»

البته این تعداد طرح توسط معاون استاندار افتتاح شده است ودر روز ۲۱ بهمن هم با حضور استاندار ومعاون رییس جمهور پروژه های دیگری افتتاح و به بهره برداری رسید که هنوز آمار رسمی از تعدادآن ها منتشر نشده است ولی قاعدتا باید مقدار قابل توجهی باشد.

بهتر نیست که مسئولان سیاهه و فهرست این پروژه ها را در سایت ها منتشر کنند تا مردم دقیقا از جزئیات این طرح ها مطلع شوند و بدانند چه خدماتی به آن ها ارائه شده است . منظور این است که تک تک این طرح ها را به صورت یک فهرست منتشر کنند نه این که فقط مهم ترین آن ها را اعلام کنند.

البته گاها اتفاق افتاده است که مدرسه یا مرکزی دو سه ماهی شروع به کار کرده ولی افتتاح آن را در این ایام می گذارند مانند ازدواج های دانشجویی که سابقا بر گزار می شد در حالی که زوجین صاحب فرزند بودند ولی جزو لیست ازدواج های دانشجویی رد می شدند .

مساله که پروژه ی نیمه تمامی افتتاح شود یا پروژه هایی که چند ماه قبل به صورت غیر رسمی افتتاح شده را دوباره افتتاح کنندصرفا برای بالا بردن میزان خدمات رسانی مسئولان است و این که بگوییم مسئولان ما چقدر فعال هستند.

گاها اتفاق افتاده است که یک پروژه چندین بار کلنگ زنی می شود و به دفعات افتتاح می شود مانند جاده بافق -یزد که تا الان چندین بار افتتاح شده منتها هر بار مقداری از آن افتتاح شده و هر مسئولی توانسته افتتاح جاده را در سیاهه افتخارات و افتتاحات خود بگنجاند.

امسال یک اتفاق جالب افتاد وآن اتفاق این بود که که برای افتتاح پانزده کیلومتر از جاده بافق- یزد نه رمانی بریده شد و نه آن را جزو افتتاحیات به حساب آوردند وبدون هیچ مراسم رسمی مورد استفاده قرار گرفت و حتی مسئولان هم اصراری نداشتند که این افتتاح را در سیاهه بلند افتتاحیات خود درج کنند هر چند که طبق برنامه ریزی های قبلی این مقدار از جاده باید تا پایان دی ماه افتتاح می شد .
سوال اما این است پانزده کیلومتری که قرار بود تاپایان دی ماه افتتاح شود ولی در دهه فجر افتتاح می شود و جزو افتتاحات محسوب نمی شود فی نفسه امری پسندیده است یا مذموم و به قول امروزی ها خوب است یا بد یا زشت؟

دکتر حسین ارجمند

عملیات والفجر ۸ از زبان رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران بافق

سالگرد عملیات والفجر ۸ را گرامی میداریم.

عملیات بزرگ والفجر ۸دربیستم بهمن سال ۶۴ بارمز یازهرا(س) درجنوب کشور انجام شد.

با توجه به شرایط جنگ و زدن نفتکشها درخلیج فارس توسط سایت های مشکی رژیم بعث عراق در شبه جزیره فاو عراق و اهمیت استراتژیکی فاو برای عراق و تنها راه دسترسی عراق به دریا و وجود سایتهای موشکی چاهای نفت و تجهیزات نظامی رژیم بعث در شهر فاو بخاطر کوتاه کردن دست عراق از دریا و نابودی نیروی دریایی عراق این عملیات در منطقه اروند کنار ابادن انجام شد.

نیروهای رزمنده ایران برای تصرف فاو عراق میبایست از رودخانه وحشی اروند که جزر و مد دریا بران تاثیر داشته با عرض طولانی ۸۰۰تا ۱۲۰۰ متر. و سرعت ۶۰ کیلومتری اب را رد میشدند و مواضع دشمن را درهم میکوبیدند و ان را تصرف میکردند نیروهای رزمنده با گذراندن اموزشهای سخت ابی و خاکی و غواصی خود را برای این عملیات اماده نمودند رزمندگان میبایست از موانعی عبور میکردند که کارشناسان نظامی بسیاری از کشورهای حامی صدام طی بازدید از خطوط دفاعی فاو عبور هر نیرویی رزمنده ای را از اروند و خورشیدیها تله های انفجاری و انواع سیمهای خاردار ومیدانهای مین وکانالها و کمین ها و سنگرهای بتونی که در انها تیربار و ضد هوای دو لول و چهارلول قرارداشت را محال میدانستند تا اینکه شب بیستم بهمن غواصان پرتوان از اروند وحشی عبور کرده و با تصرف خطوط پدافندی نیروهای رزمنده با قایقهای تندرو خود را به خطوط تصرف شده رسانده و ادامه عملیات را با قدرت انجام داده و صبح عملیات پرچم حرم رضوی توسط فرمانده لشکر ۲۵ کربلا بر مناره مسجد شهر فاو به اهتزاز درامد و ادامه عملیات با تصرف مخازن و چاههای نفت و جاده های مهم و استراتژیک فاو البهار ،فاو بصره و فاو ام القصر و تصرف رادارهای بسیار حساس رازیت تصرف پایگاه دریایی و انهدام ۳ناوچه نیروی دریایی عراق در خور عبدالله و تصرف کارخانه نمک عملا دست رژیم بعث عراق از دریا قطع گردید.

این عملیات به مدت ۷۵روز طول کشید و تعداد زیادی از تجهیزات عراق به دست رزمندگان اسلا م افتاد و تعداد زیادی هم منهدم گردید.

تعداد ۷۰ فروند هواپیما و۵فروند بالگرد توسط رزمندگان اسلام سرنگون گردید. دراین عملیات رزمندگان تیپ پیروز الغدیر استان یزد نقش مهمی را ایفا نمودند رزمندگان الغدیر مقابل گمرک خرمشهر و در دهانه کارون که به اروندرود پیوند میخورد به سمت جزایر ام الرصاص وام البابی هجوم برده وبخشی از این جزایر را تصرف نمودند عملیا ت در جزایر ام الرصاص وام البابی که توسط تیپ الغدیر ولشکر سیداشهدا(ع) انجام شد ایذای بود با تصرف این جزایرتوجه عراق به این قسمت حساس بیشتر شد و باعث شد نیروهای خود را به این قسمت گسیل دارد و رزمندگان در فاو بتوانند عملیات را به راحتی انجام دهند در این عملیات عراق از انواع مختلف گاز شیمیایی بصورت گسترده استفاده نمود که تعداد زیادی از رزمندگان مجروح و شهید شدند تعداد زیادی از تیپ و لشکرهای عراق خصوصا لشکر گارد ریاست جمهوری عراق کلا منهدم و تعداد زیادی از نیروهای بعثی عراق کشته و مجروح و اسیر شدند. درسالگرد این عملیات به روح و روان تمام شهدا خصوصا شهدای عملیات والفجر ۸ و بویژه شهدای شهرستان بافق که دراین عملیات به شهادت رسیدند درود میفرستیم.

شادی روح شهدا فاتحه مع الصلوات.

التماس دعا.

محمدرضا دهقانزاده بافقی

استاد کاخ سازِ کوخ نشین

کلاف سردر گم روزگار را هیچکس نمی تواند آنطور که می خواهد باز کند .روزگار بازیگر است و نقشهایش گاهی شیرین و گاهی ترش و تلخ است.سالیانی قبل مرد پینه دوزی به نام استاد حسین در کنار نانوایی خیابان کاشانی یزد می نشست و پینه دوزی می کرد.تقریبا اهالی محل می دانستند که او بافقی است.روزی یکی از اهالی به کنارش رفته می گوید فلانی شما آدم زرنگی هستی و زشته که با این هیکل و هیبت روی خاکها بنشینی و پینه دوزی کنی و آبروی بافقی ها در یزد را ببری….چرا دنبال کار پردرآمدتری نمی روی؟
استاد حسین می گوید:
یک چشم من مصنوعی است و بدرستی نمی بینم چاره ای ندارم!می پرسد چرا ؟ پاسخش درد ناک بود وصد البته پندآموز!:
می گوید من در تهران استادبنای قابلی بودم.آنقدر کارم بیست بود که شخصی مرا برای ساخت کاخ شمس در کرج معرفی و در آنجا مشغول کار شدم.یکسال با کارگرانم کار کردیم ولی حقوقی دریافت نکردیم.به گماشته شمس پهلوی اعتراض کردیم گفت شمس پولی به من نداده تا بشما بدهم!
روزی گفتند قرار است شمش خودش برای بازدید پیشرفت کارها به کاخ بیاید. با گماشته مصلحت کردیم قرارشد با کارگرها جمع شویم و در حضور شمس به گماشته اعتراض کنیم که چرا حقوقمان را نمی دهی و او بگوید کسی پولی به من نداده تا به شما بدهم و شمس متوجه شود وحقوقمان را بدهد.
روز موعود فرارسید شمس با هیات همرا با کبکبه و دبدبه وارد شد.همه به او تبریک وخوشآمد گفتند ولی هر چه منتظر شدیم کسی بابت حقوق حرفی نزد! او می خواست از مارد شود که من شجاعت به خرج داده و با اشاره به گماشته اش گفتم علیا حضرت این آقا یکسال است که ریالی به هیچیک از ما نداده و هرچه می گوییم نمی دهد…همین که حرف آخری را برزبان آوردم یکی از افسران همراهش چنان کشیده محکمی به صورتم زد که برزمین افتادم و دیگر چیزی نفهمیدم!وقتی بهوش آمدم خود را در بیمارستان دیدم که یک چشم هم نداشتم!بعد از دوران نقاهت به کاخ رفتم که پولم را بگیرم گماشته گفت پولی ندادند!!گفتم مگر شماها بعداز ماجرا اعتراض نکردید؟ گفت :وقتی تو به زمین افتادی همه کارگرها پا به فرار گذاشتند و تو را که چشمت بیرن افتاده بود به بیمارستان رساندند و همه چیز فراموش شد!!!
از آنروز دردبدری من شروع شد و حالا اینجایم.
مواظب عمکردمان باشیم.کاخهای قدرتی که با دستان طلبکار ساخته شود زود فرو میریزد.فرقی نمی کند حقوق کارگرش را ندهی یا تمام کارخانه و معدنش را بار کنی و به شهر و محله ات ببری.حالا نه از شمس خبریست و نه از آوازه کاخش. شمس خواهر بزرگ محمد رضا پهلوی بود که در سال ۱۳۷۴ خورشیدی درجزیره ترینیدا در تنهایی و غربت مرد روزگار از این فیلمهای مستند در آستینش زیاددارد….

سید محمد میرسلیمانی بافقی

دستگاه های بیمارستان مطمئن نیست؟!

فرماندار محترم بافق

با سلام و عرض ادب
به استحضار میرساند به دنبال پیش آمدن مشکل برای گوش یکی از اعضای خانواده، مدتی پیش از بیمارستان بافق برای تنها پزشک متخصص گوش و حلق و بینی جهت مداوا نوبت گرفتم.
پس از معاینات معمول پزشک محترم شست و شوی گوش را تجویز نمودند و برای این امر قطره ای را تجویز نمودند و قرار شد پس از چند روز استفاده، جهت این شست و شو خدمتشان برویم.
در تاریخهای دهم و یازدهم بهمن پس از چند بار نوبت گیری و مشکلات مربوط در این زمینه مانند “نوبت شما ثبت سیستم نشده، الان دکتر تشریف ندارند، صبح هشت و نیم بیایید به عنوان بیماران جا مانده از شب ویزیت می شوید و…..”بالاخره حدود ساعت ده صبح خدمتشان رسیدیم.
در کمال ناباوری و تاسف پزشک مربوطه گفتند دستگاه های بیمارستان مطمئن نیست و شما باید به یکی از مطب های سطح شهر مراجعه کنید.
این در حالی است که در شهر بافق هیچ مرکز تخصصی و پزشک متخصص غیر از بیمارستان برای گوش وجود ندارد.
با پیگیری های انجام گرفته به این نتیجه رسیدیم که این کار تا به حال در بیمارستان انجام می گرفته و مشکلی هم در کار نبوده است.
با توجه به مسائل پیش آمده از جنابعالی تقاضا داریم اگر تنها بیمارستان یک شهرستان چهل هزار نفری یک دستگاه ساکشن معمولی معتبر ندارد، جهت تهیه آن پیگیری شود و اگر در این رابطه خطای انسانی وجود دارد با شخص خاطی برخورد گردد.
در یایان متذکر می شوم که بنده این نامه سرگشاده را نه فقط برای رفع مشکل خود بلکه جهت رفع یکی از مشکلات موجود”که تعداد آنها کم هم نیست” در صفحات مجازی منتشر نمودم و امید آن دارم که نتیجه اقدامات صورت گرفته نیز به نحو مقتضی به مردم اطلاع رسانی شود.
پیشاپیش از لطفی که می فرمایید،سپاسگزارم.

یکی از شهروندان بافقی

بافق فردا

آقای سید حسینی! معنای اقتدار را فهمیدیم

۱۵ کیلومتر جاده از مجموع ۴۳ کیلومتر بعد از ۸ سال قرار است به طرزی حقیرانه!!! جزئی از دستاوردهای دولت روحانی در ایام دهه فجر باشد!!!؟

خواندن این خبر، سرشار از تأسف و مملو از اقتدار مدیریتی است! :«محمدرضا نقصان محمدی، مدیر کل راه و شهرسازی استان یزد درگفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی عنوان کرد: طرح دو بانده کردن یزد- بافق یکی از این طرح‌های مهم و بزرگ است که دهه فجر امسال نزدیک به ۱۵ کیلومتر از فاز پایانی آن به بهره‌برداری می‌رسد. کل این بزرگراه ۱۱۰ کیلومتر طول دارد که ۶۷ کیلومتر آن به بهره‌برداری رسیده و ۴۳ کیلومتر باقی مانده که ۱۵ کیلومتر آن دهه فجر افتتاح خواهد شد.» این در حالی است که هم سرپرست فرمانداری بافق و نیز نقصان محمدی پیش تر اعلام کرده بودند که ۱۲ یا ۱۳ کیلومتر پایانی تا پایان دی وارد مدار قابل استفاده می شود.
این که جاده بافق حالا تبدیل به یکی از طرح های مهم و بزرگ شده است یا نه! اصلا مهم نیست اما برای ما مهم است وقتی معاون عمرانی استاندار تمامی مسئولیت این جاده را بعد از فراز و فرودها بر عهده می گیرند اجازه ندهند ۱۵ کیلومتر جاده ای که سال ها است لای چرخ دنده های بی درایتی و بی کفایتی گیر کرده است، با تصمیمی تخریبی، به نمایشی برای پروژه هایی که قرار است جزئی از دستاوردهای دهه فجری دولت تدبیر باشند مبدل نشود.
آقای سید حسینی!
اگر اقتداری باقی مانده است! اگر قول داده اید و موظف می دانید که حرف و عملتان یکی باشد، اگر عملگرا هستید و نه نمایش محور! پس به قول و وعده خود وفادار بمانید و همین فردا کیلومترهایی از جاده(۱۲؟ ۱۳؟۱۴؟۱۵؟ کیلومتر) که قرار بوده تا پایان دی ماه در اختیار قرار بگیرد را بدون قیچی و روبان وارد مدار کنید و اما اگر برای ایام دهه فجر دستتان خالی است ۱۲ روز دیگر صبر می کنیم!

رضا بردستانی

از سالن 1200 نفره ای که افتتاحش دوماه دوماه به تاخیر می افتد تا وعده ساخت 3 زمین ورزشی

مدیرکل ورزش و جوانان استان یزد با گذشت ۳ سال از مدیریتش هنوز قادر به تکیمل سالن ۱۲۰۰ نفره بافق نشده است.سالنی که از ۸۹ تا ۹۴ بیش از ۸۵ درصد آن تکمیل شده بود.

مدیرکل تربیت بدنی استان یزد در خردادماه ۹۴ گفت: ساخت سالن ورزشی ۱۲۰۰ نفری مجموعه ورزشی تختی شهرستان بافق از سال ۸۹ آغاز و تاکنون ۸۵ درصد پیشرفت فیزیکی دارد.

مسعود شریعتی از تامین اعتبار تکمیل این سالن از محل ردیف ملی خبر داد و گفت: اعتبار تکمیل‌ سالن همراه با کف‌پوش پارکت ۴٫۵ میلیارد ریال است که بر اساس اعتبارات و فهرست بهای سال ۹۴ و ۹۵ پیمانکار جدید آن معرفی می‌شود.

وی همچنین تاکید کرد: مبلغ ۲ میلیارد و چهار صد میلیون ریال اعتبار برای تکمیل این پروژه منظور شده است.

سید مهدی طلایی مقدم فرماندار سابق بافق نیز در آنروزها گفت: ما آمادگی داریم تا ازمحل اعتبارات کمیته برنامه ریزی شهرستان مبلغ ۱٫۵ میلیارد ریال اعتبار به این پروژه تخصیص یابد تا در سال ۹۴ شاهد به بهره برداری رسیدن کامل این مجتمع ورزشی در شهرستان بافق باشیم.

مسعود شریعتی اوایل سال ۹۵ افتتاح این سالن را شهریور ماه اعلام کرد اما خبری از افتتاح این سالن ۶ ساله نشد.

این مسئول دیماه در جمع خبرنگاران اینبار ابراز امیدواری کرد که تا پایان سال این سالن افتتاح شود.

وی همچنین از ساخت سه زمین ورزشی شهرستان بافق تا قبل از ۲۲ بهمن امسال خبرداد و گفت: دستگاه‌های مربوطه نامه‌نگاری‌های خود را در این رابطه انجام دهند، تا آماده‌سازی این زمین‌ها نیز با مشارکت شرکت سنگ آهن مرکزی عملیاتی شود.

حال باید دید آیا قرار است پروژه عمرانی ۶ ساله سالن ورزشی ۱۲۰۰ نفره در ایام انتخابات افتتاح شود یا بالاخره این روزها به بهره برداری خواهد رسید؟

بافق خبر

پاسخ یک فرهنگی باز نشسته به مطلب روزنامه ابتکار درخصوص انتقال قبر وحشی بافقی

سلام لطفا در پاسخ خانم عدیمی و برخی از سایت های دلواپس و مشوش این جریان درج نمایید :

باتوجه به این که در خبر آمده است : آیا بهتر نیست که بنای یادبودی در بافق برای این شاعر بزرگ احداث شودـ خود نشان از عدم مهارت فنی خبرنگار و نویسنده خبر دارد
یعنی به طور کامل خواننده می تواند فهم نماید که خبر جهت دار تنظیم شده است.
اتفاقا این از جمله خبرهای خوب و مثبت است . اگر آقای غیاثی هم راست می گوید جواب دهد که دچرا در زمانی که پرچمدار ارشاد بوده و امروز که پرچمدار است چرا کوچک ترین گامی برای بزرگداشت این شاعر وارسته بر نداشته است؟؟؟؟!!!!!!!!!!
جناب خبرنگار محترم و آقای غیاثی عزیز
انصافا آنچه که آقای کاراندیش- معاون وزیر گفته است دقیقا تصدیق و تاییدی بر گفته آقای عباسی-سخنگوی شورای شهر بافق است:
که در صورت طی مراحل شرعی و قانونی ما نیز مساعدت می کنیم . مگه بندگان خدا غیر از این حرفی زده اند که شما آن را تشویش اذهان عمومی و….قلمداد کرده ای؟؟؟
حقیقتا من از مشتریان پر و پا قرص مطالب شما بودم ولی اعتقادم یه خرده سست شد. در نگارش خبر خبرنگار نمی تواند جانب دارانه و با تعصب مطلب بنویسد که باید بگویم این جزو الفبای خبرنگاری است . متاسفم
از این ها گذشته اگر وحشی بافقی به بافق منتقل شود مسلم است که هم اهالی بافق ارزش و اعتبار زیادی برای او قایل می شوند و هم روح آن عارف قرن دهم ،با توجه با این که هنوز هم بازماندگان این شاعر شهیر در بافقند، شاد و خوشحال خواهد شد
بنا بر این ضمن تشکر از مسولینی که نزد معاون وزیر رفته اند و نیزتشکر آقای کاراندیش، معاون وزیر از یاز مسوولان ارشاد به ویژه آقای غیاثی و سایر بزرگواران استدعا دارد در خصوص تحقق این قول کارشکنی نکنند
امید وار بود آدمی به خیر کسان مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان
با تشکر.فرهنگی باز نشسته

جاده ای که به سر میرسد/نمی رسد؟!!

اصلا دوست نداشتم در مورد جاده معروف بافق به یزد مطلب بنویسم اما چند روز پیش که برای کار دانشگاهم به یزد میرفتم در طول مسیر نظاره گر جاده ای بودم که قراره تا پایان سال به اتمام برسد!!!!
الحق والانصاف در کیلومترهای ابتدایی جاده که از بافق به سمت یزد حرکت میکنی بحث زیر کوبی و آسفالت مسیر در حال انجام شدنه اما…
اما کمی که از بافق دور شدی میبینی هیچ خبری از دم و دستگاه راهسازی و جاده سازی نیست..مگر استاندار محترم چند هفته پیش نگفته بودند که تا آخر سال جاده افتتاح میشه؟؟
پس چرا تو اون مسیر که بیشترین پلها و تپه هایی که باید برای جاده سازی فکری به حالشون بشه هیچ کاری انجام نگرفته و تدبیری اندیشیده نشده؟
این مسیرهایی که تا به الان زیرکوبی شده همشون تو دشت صاف و بدون پستی و بلندی بوده و جالبه که این همه سال هم طول کشیده ؛ چه برسه به جایی که این همه تپه های کوچک و بزرگ داره..چقدر طول بکشه الله اعلم
مسولین محترمی که گفتن قراره تا آخر سال کار جاده تموم بشه من باب یاداوری بگم که از همین الان تا آخر سال “فقط حدود دو ما ونیم ” دیگه بیشتر نمونده اگر قولتون از سر وفا بوده!! پس الوعده وفا تا دور نشده یه حرکتی بزنید. اگرهم مثل قبل از سر همینکه یه صحبتی کرده باشید که تکلیف مشخصه و اینطور هم که پیداس همین مورد دوم درسته که فقط یه حرفی زده شده و حرفم که باد هواس!!!
فقط حواستون باشه بیشتر از این تو دید من و همشهریانم خودتون رو بد قول نکنید و اگر حرفی میزنید بهش پایبند باشید
کاملا مشخصه که این جاده تا آخر سال که هیچ بلکه تا چند ماه بعد از سال آینده هم کامل نخواهد شد و تموم شدنش تو این سالی که قولش رو داده بودید شبیه یه معجزه میمونه…

فقط در جریان باشید که تو ایام نوروز این جاده حسابی شلوغه و اگر خدای نکرده زبونم لال اتفاقی بیفته بیش از پیش مقصر هستید.
باور کنید هر موقع از دوستان و بستگانمون تو این مسیر هستند با هزار ترس و لرز منتظر رسیدنشون به مقصد هستیم و چقدر از همشهریانمون که ترس و لرزشون به عزا تبدیل شد و اعضای خونوادشون تو این جاده که دیگه به جاده مرگ هم معروف شده از دست دادن

امسال که تموم میشه اما امیدوارم با درایت استاندار محترم و مسولین بافق و فرماندار پرتلاش و خستگی ناپذیر شهرمون آقای زاده رحمانی هر چه زودتر شاهد افتتاح این جاده باشیم تا پس از سالها قصه این جاده هم که از قضا سر دراز هم داشته به سر رسد…ان شاالله

محسن دانشی

بافق و رویاهایش

چهره بافق در حال تغییر است و قرار است اندک اندک قاب رنگ و رورفته بافق را از روی طاقچه خاطرات خود برداریم و تصویری جدید در آن بگذاریم .بافق را شهر طلسم شده ای می دانستیم که هرزمان برای تغییر ش طرحی نو درانداخته می شد, هزاران مانع بر سر راهش سبز می شد و سالیان متمادی طول می کشید تا آن تغییر به سامان برسد و خورشید فرجام رخ بنماید.
گویا امسال اسب تیز تک تغییر بر سرعت خود افزوده است و جادوی ساحران باطل گشته است و همت و تلاش مردمان سرزمین نخل و آفتاب در حال ثمر دادن است و نهال هایی را که سالیان قبل در باغچه پیشرفت شهرمان کاشتیم درحال تنومندشدن است و مایه مباهات و فخرمان گردیده است.
طلسم سی و هفت ساله برای فرستادن فردی بافقی و تکیه بر اریکه بهارستان در این سال شکسته شد و سرانجام این آرزوی دیرین مردم تحقق یافت .از رویاهای و آرزوهای دیگر مردمان نجیب این سرزمین بهره مندی از نعمت گاز بود که این مهم مراحل انتهایی خود را می گذراند و تا پایان سال تمام مردم شهر از نعمت گاز برخوردار خواهند شد .
از دیگر پوست هایی که شهرمان در این سال خواهد انداخت تعریض خیابان وحشی بافقی است که شهردای عزم جزم نموده است تا پایان سال تصویری جدید از شهر برایمان به ارمغان بیاورد و این طلسم را درهم شکندهر چند خیلی دیر اتفاق افتاد ولی اتمام آن را باید به فال نیک گرفت.
جاده هم ان شاالله تا پایان سال در صورت همت وتلاش بی وقفه و دلسوزانه مسئولان به پایان خواهد رسید و جاده زندگی خواهد شد هرچند که در این جاده خون های زیادی ریخته شد و سستی و کوتاهی مسئولان خسارات جبران ناپذیری بر مردم تحمیل کرد.
نگارنده بر این باور است که شهر نیاز به یک خانه تکانی فرهنگی هم دارد.امری که در گرو تلاش و همت خود مردم است.از آن جایی که بافق شهری معدنی است تفکر کارگری تفکر غالب شهر است که متاسفانه در پاره ای از موارد همین دیدگاه باعث واپس گرایی و عقب ماندگی مردم شده است.
متولیان ودست اندرکاران مسائل فرهنگی باید جدی تر در این عرصه وارد شوند و در جهت اعتلای فرهنگ این مرز و بوم گام های بلندتری بردارند.بافق نیازمندیک مجتمع فرهنگی بزرگ است تا جوانان اوقات خود را در آن بگذرانند.پاتوق ها مهم ترین معضل فرهنگی در شهر است که هنوز فکری اساسی برای آن ها صورت نپذیرفته است.فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی در شهر فوق العاده پایین و روبه زوال است هرچند که فرهنگ کتابخوانی در کشور ما همواره زیر خط فرهیختگی است.
ترویج فرهنگ کار و تلاش در بین جوانان از الزامات شهر است که خانواده ها نقشی اساسی در آن دارند.نسل امروز به سمت تن پروری و کاهلی در حال حرکت است یا جوانان به دنبال کارهای راحت و ساده هستند تا چند صباحی برای بقاء امرار معاش کنند بی آن که به فکر رشد باشند.
آموزش و پرورش در مدارس پسرانه فوق العاده دارای ضعف است و دانش آموزان پسرانگیزه کافی برای طی کردن مدارج عالیه ندارندهرچند که نمودار فکری و علمی در مدارس دخترانه رو به رشد و عالی می باشد.
اعتلای فرهنگ باعث سعادت و آرامش جامعه خواهد شد که این مهم با تلاش های مستمر مردم و مسئولان به سرانجام خواهد رسید.
مابدان منزل عالی نتوانیم رسید
تامگر پیش نهد لطف شما گامی چند
دکتر حسین ارجمند

وعده‌ های شهریور 93

گویند روزی مردی کفشی خرید وارد مسجدشد تا کمی استراحت کند کفش هایش را زیر سرگذارد هنوز چشمانش گرم خواب نگردیده بود که صحبت های دو نفر را شنید یکی از آن دونفر گفت طلا ها را کجا بگذاریم رفیقش گفت پشت کمد رفیقش گفت نه! شاید ان مرد بیدار باشد و بعد از رفتن ما طلاها را بردارد ۰۰۰۰
رفیقش گفت امتحانش میکنیم اگرکفش هایش را از زیرسرش برداشتیم و بلندشدبیداراست و اگر بیدار نشد در خواب است مرد که صحبت های اینها را میشنید خود را به خواب عمیقی زد دزدها راحت کفشهایش را از زیر سرش برداشتند و مردهیچ عکس العملی ازخود نشان نداد بعد از رفتن انها خوشحال به سراغ طلاها رفت اما هرچه گشت چیزی نیافت
متوجه شد همه این حرف برای این بوده که در عین بیداری کفش هایش را بدزدند و اما این حکایت برای ما بافقی ها چقدر اشنا است بابت وعده های شیرین شهریور ۹۳
چه خوش باورانه خودمان را به خواب زدیم و امروز میبینیم تمام هست و نیست مان به تاراج میرود و هنوز وعده ای به سرانجام نرسیده است و متاسفانه هنوز عده ای درخواب زدگی به سر میبرند و نمی خواهند قبول کنند که این وعده ها وعده ای بیش نبوده است
اگر بخواهیم به مواردی که باعث عدم پیشرفت و توسعه شهرستان شده است را بیان نماییم داستان مثنوی صد من کاغذ خواهد شد
در روزهای نا ارامی که مردم پیگیر حق و حقوق ازدست رفته خود بودند بعضی از ۰۰۰۰برخود می‌لرزید که اوضاع بافق به اوضاع سابق برگردد همه مسئولین و حتی وزرای مرتبط با موضوع شهرستان بافق صحبت از توسعه وپیشرفت وآبادانی می کردند ومی فرمودند که جهت پیشرفت و توسعه بافق حاضرند همه جور همکاری وکمک نمایندتاشهربه توسعه برسد ولی از شهریور ۹۳ تادی ماه ۹۵ این توسعه آنقدر کند درحال حرکت است که صدای مردم را در آورده است یاد روزهایی که وزرا و نماینده های مسئولین در آمدن به بافق آنقدر عشق خدمت به مردم داشتند که شب را با روز فرق نگذاشتند که به بافق توسعه و پیشرفت اهداکنند،در بیاناتشان مردم برایشان چه به به و چه چه ای کردن که شب غم به‌سر رسید ویاشاید تعاریف شما از توسعه شهرستان این بود که مردم را برای مدتی به قول ساده بپیچانید که این خود نشانه این بود که خود راگول زده اید مردم همیشه بیدارند
یاشایدهم چون عادت به دیدن مردم از بالا دارید فکر میکنید که برای ما درک توسعه سخت است باور کنید این مردم دیگر از وعده های بعضی از مسئولین خسته شده اند اصلا بهتراست من بعداز این به مردم هیچ وعده ای ندهید اگرقرار است کاری صورت گیرد بهتر است بعداز اتمام کار آن رابه مردم اعلام نمایید واز بزرگ نمایی اجتناب نمایید
اما مسئولین محترم استان!
امروز بافق نیاز به نگاه ویژه دارد نگاه ویژه یعنی احساس همدردی و مسئولیت ‘یعنی عدالت درتقسیم بودجه بین شهرستانهای محروم استان یعنی برون رفت ازنگاه تبعیض بین شهرستانها !یعنی استفاده از جوانان فهیم ودلسوز بافقی درتصدی پست های مدیریتی استان هرچند که شایدبرای شما ازخود نباشند :!خودی شاید کسی که هم فکر وهم حزب شما نباشد! وجابجایی بعضی از کسانی که مدتها راکت مانده اند وامتحان خود راپس داده اند بهتر است درجایی دیگر از این عزیزان استفاده شود و دیگر شهرها را شکوفا کنند

اما دریغ از حس برابری و دلسوزی تا کی باید همچون کبک سربه زیر برف فرو ببریم جوا نان بیکار شهرستان ! تحصیل کردگان جویای آینده !کارخانه کاشی که هرازگاهی بیدار و دوباره به خوبی چندساله میرود !جاده مرگی که تاریخ اتمامی ندارد و هروز خانواده ای را داغدار میکند وطرح های جوار معدنی که پیشرفت میلیمتری دارند را ببینیم و دم نزنیم تا به کی بی مهری ببینیم و دم نزنیم چرا محکوم شده ایم که در برابر این همه بی عدالتی فریاد نزنیم
هرآنکه خدمت جانان به جان کرد
به گیتی نام خود را جاودان کرد

والسلام مهدی عسکری

پاسخگویی به مردم کیلویی چند؟

دوازدهمین جلسه گزارش دهی کارگروه مطالبات شهرستان در ماجرای واگذاری شرکت سنگ آهن مرکزی بافق پس از گذشتن حدود ۱۰۰ روز از جلسه قبل ،برگزار شد و دستهای آنهایی که باید در ازای قولهای داده شده حرفی برای گفتن می داشتند خالی تر از آن چیزی بود که می شد تصور کرد.
عدم حضور مسؤلینی که با امضایشان،مشهورترین سرمایه خدادادی بافق در سال ۹۳ به ثمن بخس به یغما رفت؛ از مسؤلین شهرستان گرفته تا استان و صندوق بازنشستگان فولاد، تداعی کننده یک نوع حس ناتوانی در برآورده کردن قولهایی داشت که این ناتوانی تنها با بهانه تراشی برای عدم حضور قابل مخفی کاری بود و بس.
البته این موضوع برای همه این آقایان به این حالت صدق نمی کند مثلا درباره مسؤلین استان که حتی یک بار در این جلسات پاسخگویی به مردم حاضر نشده اند شاید این جمله صدق کند که:«پاسخگویی به مردم کیلویی چند»؟و برای اعضای صندوق که فقط یک بار آمده اند بیشتر این ضرب المثل صادق باشد:«ما که خرمان از پل گذشت» اما مسلما مسؤلین شهرستان در زمره این دو قسم نیستند و «خرشان از کرگی دمی نداشته».
در این جلسه کارگروه حضور مردم اگر چه نسبت به جلسه یازدهم پررنگ تر بود اما بی شک قدرت این حضورها با گردن گلفتی بندهای مهم صورتجلسه ۹۳/۶/۹ همخوانی ندارد هرچند باید به مردم حق داد که از قولهای پوشالی بر زمین مانده خسته شده باشند و چه بسا این خستگی روزی از جایی دیگر زخم باز کند مانند آنچه در سالهای ۹۰ و ۹۳ و دهه های قبلش اتفاق افتاد.
به نظرم در بین سخنانی که از زبان پاسخگویان جلسه دوازدهم به گوش رسید شاید سخنان نماینده شرکت سنگ آهن مرکزی بافق از همه مایوس کننده تر و صراحت و اعتراض رئیس شورای اسلامی شهر بافق آنجایی که از تلاش برخی از مسؤلین شهرستان برای تعطیل کردن جلسات پاسخگویی برای شانه خالی کردن از تعهداتشان سخن گفت؛ ازهمه قابل تامل تر بود.
از طرفی حضور تمام اعضای شورای اسلامی شهر بافق بعد از چندین جلسه،کاسته شدن از شعارهای توخالی ، وعده های بی پشتوانه و زبان بازی های فریبنده!! و عدم ارائه آمارهای غیر واقعی از پیشرفت امور، از محسنات این جلسه و نشان از صداقت مسؤلین با مردم داشت و این جمله مهم که کاری که باید بشود ،نشده ،به گونه ای که کسی از فرماندار غیربومی تازه کار بافق این جمله تکراری و دروغ آگاهانه را نشنید که:« جاده بافق – یزد تا پایان سال به بهره برادری می رسد».
محمد علی قاسم زاده

سفر عاشقان آغاز شد

چند روزی است که بین اشک ها و لبخند ها مانده ام ؛ نمیدانم به کدام یک غبطه بخورم و در حسرت کدام یک خودم را سرزنش کنم.
اشک هایی را بر روی گونه ها دیدم ، که عده ای از سر شوق دیدار دوست و عده ای از سر افسوس بر چهره داشتند.
لبخند هایی را نظاره کردم که عده ای از سر شکر به واسطه دعوت به حریم یار بر لب داشتند و عده ای به یاد خاطرات سفرهای گذشته.
زمزمه هایی بین عاشقان شنیده می شد ، طلب حلالیت بود و همینطور سلامی که باید به امام رئوف رسانده می شد.
امروز ۱۵۲ کبوتر بال در بال یکدیگر سفری را آغاز کردند که تا ابد ابدیت برایشان ادامه دارد، سفری که خستگی در آن معنایی ندارد و در هر لحظه اش کوله بار مسافران از معنویت لبریز تر خواهد شد.
خوشا به سعادت این کاروانیان که در اولین هدیه شب های قدرشان نفس کشیدن در سرزمینی مقدر شده که بهشت ایران نام دارد.
سفری زیبا که شروعش با دعای خیر کسانی باشد که رضایتشان بعد از رضایت پروردگار بالاترین ارزش ها را دارد و در پایان کسی به پیشوازت بیاید که بی شک رضایتش شفاعت را برایت به دنبال خواهد داشت.
و اما ….
در بین راه کسانی به استقبالت می آیند با دستانی پر از التماس دعا و چشمانی خالی از نومیدی ؛
مسافر این کاروان نکند که آن ها را در لحظه ی دیدار یار از یاد ببری.
التماس دعا
م. رنجبر بافقی

کلنا عباسک یا زینب (به مناسبت میلاد با سعادت ابالفضل العباس (ع)

 

 

امروز چهارم شعبان، مصادف با ولادت با سعادت قمر بنی هاشم، ابالفضل العباس(ع) است.

امروز را روز جانباز نام نهاده اند…

همه میدانیم فلسفه نامگذاری این روز را…

 

جانبازی که پاسدار حریم حرم بود…

 

کربلای سال ۶۱ هجری تقابل لشکر ۷۲ نفری با لشکر ۳۰۰۰۰ نفری یک بحث بود و دفاع از حریم حرم و زن و فرزندان اهل حرم بحثی دیگر…

جایی که نهایت غیرت در یک سمت میدان است و نهایت رذالت در سمت دیگر…

در اینجا شیر یل حیدر کرار غیرتش اجازه نمیدهد تا پاسداری از حرم را به دیگری بسپارد…

اصلا شاید به همین دلیل به میدان نرفت…

شاید غیرتش اجازه نمیداد حریم امام زمانش را تنها بگذارد…

در آخر هم نه تحمل داشت به میدان برود و امامش و حریم امامش را تنها بگذارد، و نه تاب دیدن پرپر زدن کودکان را داشت…

صدا زد “ضاق صدری” سینه ام تنگی می کند…

بصیرتش باعث شد، نه از امام زمانش جلو بزند، نه یک قدم عقب بماند… مطیع امر امام زمانش بود…

اصلا بصیرتش فرق می کرد…

هر کسی اهمیت دفاع از حرم را درک نمیکرد…

هر کسی اهمیت همراهی امام زمان تا لحظه آخر را متوجه نمی شد…

هر کسی اهمیت نگه داشتن علم را درک نمی کرد…

اصلا غیرت و هیبت عباس(ع) یک طرف، بصیرتش هم یک طرف…

 

بی علت نیست که در بهشت تمام شهیدان به مقام ابالفضل العباس (ع) غبطه میخورند…

اما…

 

هرجا امام زمانی باشد دفاع از امام زمان و دفاع از حریم امام زمان هم هست…

امروز هم حریم حرم اهل بیت(ع) در معرض حمله ی رذل ترین افراد روزگار است…

امروز هم آنها که بصیرت و غیرتشان از همه بیشتر است، خانه و خانواده را رها می کنند و به دفاع از حریم اهل بیت(ع) میروند…

امروز جوانان با بصیرت و با غیرت این مرز و بوم شعار کلنا عباسک یا زینب به سر میدهند و برای دفاع از ناموس اهل بیت میروند…

اصلا شاید رمز ظهور همین باشد؛ وقتی امام زمانمان میفرمایند “هرجا روضه عمویم عباس(ع) باشد من شرکت میکنم” یعنی جایی که اسم عباس (ع) باشد می آیم؛ پس اگر منش و مرام ما ابالفضلی باشد حتما آقا ظهور میکند…

امام زمان، آدم هایی از تبار عباس می خواهد…

 

پس راه غیرت و بصیرت را در پیش میگیریم و برای دفاع از حریم اهل بیت و زمینه سازی ظهور، ندای “کلنا عباسک یا زینب” سر میدهیم…

باشد که خفتگان بیدار شوند و بیدارها به پا خیزند و این فرصت را به غنیمت شماریم…

ان شا الله

 

امین بابایی

امشب؛ پایان انتخابات یا شروع؟

شفافیت معنایش این است که مسئول در جمهوری اسلامی عملکرد خودش را به طور واضح در اختیار مردم قرار بدهد؛ این معنای شفافیت است، باید هم بکنند.

(مقام معظم رهبری ۲۶/۰۹/۱۳۸۸)

آنچه من عرض می‌کنم، فقط این نیست که بخواهم زبانی مسؤولان را نصیحت کنم؛ به شما مردم عرض می‌کنم تا بدانید و بخواهید و مطالبه کنید. به مسؤولان و دست‌اندرکاران و کارگزاران حکومتی در قوای سه‌گانه و به خودم این را می‌گویم، برای این که خودمان را موظف بدانیم و عمل کنیم و پاسخگو باشیم.

(مقام معظم رهبری ۱۵/۰۴/۱۳۸۳)

 

 

بالاخره تمام شد؛

هفته ای پر جنب و جوش؛

پیر و جوان، کوچک و بزرگ در هیاهوی انتخابات؛

هرکسی سنگ نامزد مورد نظرش را به سینه زد و هرجا با هرکه کار داشتیم، درگیر تبلیغات بود…

در هر مسجد و سالن و خانه و مغازه و تاکسی و اتوبوسی که وارد میشدیم جلسه و بحث و دعوای انتخاباتی بود…

بازار وعده و وعیدها داغ بود و از آنطرف درخواست های مردم هم متنوع…

یکی به دنبال رای قشر تحصیل کرده بود و دیگری قشر مذهبی و دیگری دنبال رای مستضعفین و دیگری روستایی و یکی هم به دنبال رای مخالفان نظام…

یک هفته ای مسجدها رنگ بعضی از افراد را به خود دید…

بعضی ها خرجهای سرسام آور کردند، بعضی ها روزنامه چاپ کردند و حتی جلوی بعضی گاو کشتند و بعضی ها هم از بی پولی ستاد مرکزیشان را در کمربندی شهر زدند…

شور و هیجان جوانان هم در نوع خودش جالب بود؛

عده ای از سر دلسوزی و تکلیف، عده ای چون با نامزدی فامیل بودند، عده ای پول میگرفتند و عده ای هم نیاز به هیجان انتخابات داشتند تا خود را تخلیه کنند…

فضای مجازی هم از بدنه شهر جدا نبود و گروههایی تشکیل شد و گاهی در طول روز دو سه هزار پست گذاشته میشد…

خلاصه اینها همه و همه گذشت و فردا یکی به مجلس میرود و دیگران باید به نظر اکثریت احترام بگذارند؛

ولی این پایان کار نیست، این تازه شروع کار است؛

هر نامزدی که نماینده مردم شد باید ۴ سال سرنوشت بزرگترین حوزه انتخابیه کشور را در دست بگیرد؛ فارغ از اینکه کدام شهر به او رای داده و کدام شهر نداده…

باید ۴ سال در سرنوشت کشور سهیم باشد و در وضع قوانین شریک باشد؛

باید حساب ذره ذره ۴ سال زندگیش را داشته باشد، شب و روز تلاش کند تا وعده هایش تحقق یابد و حقی از کسی ضایع نگردد؛

باید مراقب حساب و کتابش باشد تا خدای نکرده، در دام فساد مالی نیفتد؛

به هر حال فردا پایان کار نیست…

فردا شروع کار است…

یکی از مسائلی که امروز در کشور مطرح است و در این زمینه کشورمان شدیدا از دیگر کشورها عقب است، مساله شفافیت است؛

همه ما کم و بیش با این موضوع آشنا هستیم، ولی برای توضیح بیشتر، شما را ارجاع میدهم به سایت مجلس نما به آدرس  majlesnama.ir و سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع شفافیت که با نام 《روایت عهد ۴۴》 در اینترنت قابل دانلود است.

پیشنهاد حقیر، این است که هر نماینده ای که از حوزه انتخابی ما راهی مجلس شد، در ابتدا، داراییهای خود را اعلام کند؛ و در سایت و یا وبلاگ خود، وعده هایی را که داده ثبت کند و هر از گاهی درصد پیشرفت وعده هایش را اعلام کند و در پایان دوره ۴ ساله نیز دارایی های خود را اعلام نماید.

و بار دیگر به شهرهای حوزه انتخابیه سر بزند و فارغ از در نظر گرفتن تعداد آرا با مردم تجدید میثاق کند.

از طرفی در فضای مجازی هم گروههایی که برای انتخابات تشکیل شده اند فعالیت خود را برای نقد و بررسی منصفانه نماینده منتخب ادامه دهند، تا این شور و هیجان انتخاباتی به یکباره فروکش نکند و حداقل نظارتی کوچک بر عملکرد ایشان وجود داشته باشد و پلی ارتباطی بین مردم و نماینده شان وجود داشته باشد.

و خارج از فضای مجازی طی یک دوره مشخص نماینده موظف باشد در هر شهر حاضر و در جلسات پرسش و پاسخ شرکت کند.

لازم به ذکر است که هم اکنون شفافیت مجلس بسیاری از کشورهای دنیا از مجلس ما بیشتر است و تمام عملکرد نماینده هایشان زیر ذره بین مردم است.

به امید پیشرفت و شکوفایی ایران و ایرانی

امین بابایی-بافق پویا

جنگ انتخابات / معادله ساده

جنگ بلای خانمان سوزی است ولی سکه اش دو رو دارد؛ روی اول آن ویرانی و آوارگی و روی دیگر آن نعمتی به نام وحدت و پیشرفت.

شاهد آن هم هشت سال جنگ تحمیلی خودمان؛

شاهد آن جنگ سوریه و عراق.

وقتی جنگ میشود، ترک و لر و فارس و عرب و عجم معنایی ندارد، همه ایرانی میشوند.

وقتی جنگ میشود دیگر مهم نیست جایی که دشمن حمله کرده عرب نشین است یا فارس نشین؛ همه برای دفاع میروند.

وقتی جنگ میشود سوریه ای که تا دیروز تنشهای داخلی زیادی داشت و مخالفان بشار اسد از در و دیوار بالا میرفتند، امروز بالاترین درصد رای را به بشار اسد میدهند؛

وقتی در عراق جنگ میشود دولت و مردم جمع میشوند و از کشورشان دفاع میکنند.

امروز هم در مقیاس کوچکتر، حال و روز ما کمتر از جنگ نیست؛ جنگ بین شهرستانهای حوزه انتخابیه.

حال و روز امروز ما مثل پارس جنوبی است؛

در میدان مشترک نفتی پارس جنوبی که بین ایران و قطر مشترک است، هرکس بتواند بیشتر برداشت کند برنده است و در اینجاست که قطر تمام تکنولوژی غرب را در اختیار میگیرد و نفت استخراج میکند و ما هنوز در فکر برداشت گاز هستیم و در آرزوی برداشت نفت؛

نمیدانم چرا بعضی ها قدرت مقایسه ندارند…

امروز، حال و روز حوزه انتخابیه ما دقیقا مثل پارس جنوبی است؛

شرایط و امکانات مساوی است و هر کشوری که بیشتر برداشت کند برنده میشود…

امروز در قانونی نانوشته، هر شهری از حوزه انتخابیه که بتواند نامزدش را به مجلس بفرستد، برنده جنگ بین شهرستانها خواهد بود…

جنگی که اگرچه جنگ است، ولی منافع و مضرات مشترک، باعث اتحاد بیشتر میشود؛

امروز می بینیم همه شهر دون اختلاف سلیقه ها، برای رفتن یک نفر بافقی به مجلس تلاش میکنند؛ امروز  فارغ از اختلافات جزیی و طبیعی ، بافق و بهاباد با هم متحد میشوند تا از درد مشترکشان را درمان کنند.

ولی در این میان همچون کوموله دموکرات ها و ستون پنجمی ها ، که در طول جنگ در زمین ما برای دشمن بازی میکردند، عده ای دارند بر طبل تفرقه و محله گرایی میکوبند و در زمین ما به نفع دشمن کار میکنند؛

برای کسانی که حافظه ضعیفی دارند و جنگ خودمان را یادشان نمیآید میگویم ، شهرهای عراق هم اگر خیانت داخلی نبود، سقوط نمیکرد.

امروز مردم بافق باید بیدار باشند و بدانند نامزدهایی که دم از حقوق مردم میزنند ولی برطبل تفرقه و چند دستگی میکوبند تا غریبه ها راهی مجلس شوند، خواسته یا ناخواسته، همان ستون پنجم دشمن اند.

معادله، بسیار ساده است:

خیر مردم در داشتن نامزد بومی است ، جز با اجماع به مجلس نمیرسیم،

پس هر نامزدی که تن به اجماع ندهد قطعا خیر خواه مردم نیست.

امین بابایی-بافق پویا

تکلیف امروز ما چیست…؟

به راستی تکلیف ما چیست؟!

یکی از سنت های الهی، مورد آزمون قرار دادن بشریت است که به واسطه این امتحان نتایجی مثل مشخص شدن سره از ناسره به دست خواهد آمد.

بشریت از بدو تاریخ تاکنون در شرایط مختلف مورد آزمایش ها و اتمام حجت های گوناگونی قرار گرفته است تا حقایق روشن شود و در این برهه زمانی وشرایط کنونی عصر غیبت نیز، آزمون ها، حادثه ها و فتنه هایی رخ داده و خواهد داد که موفقیت در این آزمون ها نیازمند راهبری عالم و بصیر است که در اتفاقات و حوادث رنگارنگ دچار گمراهی و تحیّر نگردد؛ حضرت حجت (عج)، راهکار رهایی از تحیّر ها و سر درگمی ها در اتفاقات دوره ی غیبت را به انگشت اشاره ی الهی خویش نشان داده اند، و آن راهکار همانا تمسک به « ولایت فقیه » است: « وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ »؛ در حوادث واقعه و امور و قضایای سانحه، به راویان حدیث ما رجوع نمائید؛ زیرا که آنها حجت ما بر شمایند و من حجت خدا بر همه.

در حدیث فوق، امام زمان (عج) ضمن اینکه راهکار رهایی از حوادث را بیان می فرمایند، با امت اتمام حجت سنگینی می کنند که در نبود من، گوشتان به دهان ولی فقیه باشد و نگاهتان به خط ولایت.

آری، در شرایط غیبت این گونه مورد امتحان قرار گرفته ایم و این طور با ما اتمام حجت شده است و تکلیف را بر ما روشن نموده تا از مسیر ولایت منحرف نشویم.

بدین صورت که اگر به مطالبات مختلف ولی فقیه، رهبر فرزانه انقلاب از جمله ” شرکت در انتخابات و برگزیدن اصلح ” به شیوه ی ” نظری و عملی ” لبیک گفتیم، در امتحان پیروز شدیم و به تکلیف خود عمل کردیم؛ که سربلندی در این آزمایش، موفقیتِ در آزمون لبیک گفتن به حکومت مهدوی را در بر خواهد داشت. در غیر این صورت، وِل معطلیم!

همچنین باید در لبیک گفتن به مطالبات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… مقام عظمای ولایت، این کلام رهبری را مد نظر داشته باشیم که ” هیچ کاری در دنیا بدون تشکیلات پیش نمی رود ” و این شیوه را سر لوحه ی کار خود قرار دهیم و به صورت تشکیلاتی مطالبات رهبری را رصد کنیم و در هر لباسی ( لباس روحانیت، دانشجو، بسیجی، معلم، کشاورز و … ) که قرار داریم؛ به قدر توان خود جهت اجرایی شدن این دغدغه ها گام برداریم.

همچنین در این مسیر، اختلاف نظرها و سلیقه ها باید حل و فصل شود و من ها به ما تبدیل شود؛ زیرا هدفی والا مبنی بر توجه به دغدغه های ولی فقیه – که مورد اشاره امام زمان (عج) می باشد – وجود دارد و نباید گذاشت این اختلاف سلیقه ها ما را از مسیر خارج یا حرکت ما را سست کند.

در این امتحان و محک است که مرد میدان مشخص می شود. آری همه باید پا به رکاب در میدان عمل وارد شویم و

لباس خاکی بر تن کنیم و پشت خاکریز خط مقدم قرار بگیریم و با لبیک گفتن “عملی” از خط ولایت دفاع کنیم.

عباسعلی محمدی

قصه ذغال و آب و ۹دی

 

 

تا حالا نمایش سیاه بازی دیدید….؟

تا حالا با ذغال بازی کردید…؟

تا حالا چیزی رو با ذغال رنگ کردید…؟

شنیدید طرف میگه: ما خودمون ذغال فروشیم، ما رو سیاه نکن…؟

تا حالا مغازه ذغال فروشی رفتید…؟

ذغال یه خصلتی داره که سریع دست ها رو سیاه میکنه…

از اون طرف هم راحت با آب شسته میشه…

وقتی با ذغال کار میکنید، دستتون سیاه میشه؛

انگار که رنگ پوستتون اصالتا سیاهه…

هرچی هم با دستمال پاکش کنی باز هم سیاهیش میمونه…

ولی فقط کافیه سیاهی ذغال با آب شسته بشه؛

همون دستی که تا الان فکر میکردی ذاتا سیاهه، وقتی با آب شسته بشه، کاملا به حال طبیعیش برمیگرده.

 

این مقدمه چینی ها رو کردم که مصداق سیاه نمایی ذغال رو بگم…

چند سال پیش، انتخابات بود…

یه گروهی بودند که تعدادشون زیاد نبود ولی خوب بلد بودند سیاه نمایی کنند؛

از چند ماه قبل از انتخابات، با خرج و تبلیغ زیاد، همه شهر رو پر از بنر و عکس کردند؛

برای خودشون رنگ مخصوص مشخص کردند؛

شروع کردند همه جا پارچه ها و لباسهای سبز پخش کردن؛

از اون طرف هم خیلی خود جوش، لباس فروشی ها و مانتو فروشی ها لباسهای رنگ سبز وارد بازار کردند و لباس سبز مد شد، و خیلی ها خریدند؛

از اون طرف ریختند  تو خیابون و تبلیغات رو با رقص و پایکوبی همراه کردند و جوون ها رو (حتی طرفدارهای دیگر کاندیدها رو) کشیدند تو خیابون؛

غافل از اینکه به جز عده ای مرفه و بیکار، که ریختند تو خیابون و دارند مانور میدن، آدم های دیگه ای هم حق رأی دارند…

بعد هی بین خودشون گفتند که ما بیشماریم… (زهی خیال باطل)

اینها همه و همه باعث شد طرفدارهاشون توهم بردارند و باور کنند که واقعا تعداد اینها زیاده…

از طرفی از همون مواقع ، هی به طبل تقلب کوبیدند…

بعد کاندیدشون برگشت قبل از پایان انتخابات ادعا کرد که: من با اختلاف رأی اول شدم…

این شد که طرفدار هاشون تقلب رو باور کردند…

تقلب رو باور کردن همانا و ریختن تو خیابون و کولی بازی در آوردن همانا…

الان رسیدیم به اونجایی که جامعه با ذغال سیاه شده…

و یه کم آب کافیه که تا به حال عادیش برگرده…

ولی خداییش جمع کردن این قضیه و زدودن سیاهی از شهر، کار هر کسی نیست…

تا چند ماهی هیچ ارگانی قادر به سر و سامون دادن قضیه نبود…

شبیه این قضیه برای سوریه پیش اومد و سوریه کله پا شد…

ولی یهو برگ برنده جمهوری اسلامی رو شد…

همون چیزی که از روز اول جمهوری اسلامی رو تشکیل داد و تا امروز نگهش داشته…

یهو توده مردم ولایت مدار خونشون به جوش اومد…

۹ دی مردم ولایت مدار، وارد میدون شدند و با حضورشون سیلی راه انداختند و همه سیاهی ها رو شستند…

جوری که دیگه دهن ها بسته شد و اثری از سیاهی نموند…

اونهایی که فکر میکردند بی شمارند، معنی بی شماری رو فهمیدند…

خداییش تمام اقدامها و برخوردهای سازمان های نظامی و غیر نظامی، دولتی و غیر دولتی، فقط و فقط حکم دستمال کشیدن روی سیاهی رو داشت و اگر نمی بود ولایتمداری و حضور پررنگ و شکوهمند مردم، چه بسا الان حال و روز ایران هم مثل سوریه و مصر و یمن بود…

پس درود میفرستیم به ملت همیشه در صحنه ایران اسلامی که مصداق واقعی پاکی و زلالی هستند…

و بیزاری میجوییم از تمام کسانی که فکر و عملشون مصداق سیاهی و زشتیه.

 

پی نوشت:

ما از تمام سیاهی ها که بگذریم…

هرچقدر هم که زلالی حضور مردم تسکین قلبمون باشه…

اشک رهبرمون، داغی به دلمون گذاشته که هرگز فراموش نمیکنیم و هرگز فتنه گرها رو نمیبخشیم…

 

امین بابایی_بافق پویا

موتورها وامامزاده عبدالله بافق

خیلی وقته که هر موقع امامزاده میرم یه موضوعی من وقطعا برخی از همشهریانو اذیت میکنه.

تو شهر ما اگه بخوای از خیابون عبور کنی چپ و راست که هیچی،بالا و پایین رو هم باید نگاه کنی که یه وقت خدای نکرده موتوری بی هوا نیاد و بهت بزنه.بالاخره با ذکر و سلام و صلوات میتونی رد بشی.

الان چندوقتیه که این قضیه رو هم باید تو صحن بیرونی حرم مطهر امامزاده عبدالله که مهمترین نقطه و مرکز شهره رو رعایت کنی وگرنه یه دفعه یه موتور میاد و…

واقعا نمیدونم مشکل از کجاست!مردم،مسولین حرم مطهر ویا راهنما رانندگی..آخه مگه کم پارکینگ دور امامزاده داریم که برخی ازما دو ترکه و سه ترکه هوس رفتن به آخرین نقطه ممکن رو داریم!! و زحمت چند قدم پیاده روی رو تا حرم مطهر به خودمون نمیدیم..تازه اونم جایی که زن و بچه مردم باخیال راحت قدم برمیدارن و خیالشون راحت از موتور و ماشینه..

IMG-20151016-WA0037 [puya640]

متاسفانه شنیدم که برخی از خدام حرم این کار رو میکنن و باعث شروع شدن این اقدام نه چندان زیبا شدن.ان شاا. که دروغه!!

چه خوبه مردم مثل قبل وسایلشونو تو پارکینگ و خیابونای اطراف بزارن و دیگه صحن بیرونی محل جولانگاه موتورسواران نباشه..مخصوصا تو این ایام که جلو حرم حسابی شلوغه.

در آخرم از مردم،مسولین و خدام حرم مطهر در خواست داریم قبل از اینکه خدای نکرده اتفاق ناگواری تو صحن بیفته از پارک کردن وسایلشون جلو صحن خود داری کنن که هم احترام امامزاده عبدالله حفط بشه و هم نظم سابق برگرده ان شاا.

به امید روزهای بهتر برای شهرمون

محسن دانشی

آيا اين، همان 200 میلیون تن ذخیره سنگ آهن است؟

وقتي گشت و گذاري در دنياي اينتر نت مي زنيم در لابلاي برخي مطالب به ظاهر بي ربط به مطالب جالب توجهي مي رسيم كه لازم است حتما به آن پرداخته شود كه خبر زير درمورد نیاز سالانه ایران به ۲۰۰ هزار تن کک نفتی از زبان آقاي كرباسيان رئیس هیات عامل سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) يكي از آنها ست:
کرباسیان با اشاره به برنامه تولید فولاد ۵۵ میلیون تنی ایران تا ۱۴۰۴ اظهار کرد: در همین راستا برخی پروژه‌های فولادی طی دو سال اخیر مجددا فعال شده‌اند و تعدادی پروژه جدید هم در دست اقدام است. همچنین در حوزه آلومینیوم نیز اجرای پروژه آلومینیوم ۳۰۰ هزار تنی در لامرد آغاز شده است. برنامه تولید آلومینیوم ایران تا ۱۴۰۴ نیز معادل ۱٫۵ میلیون تن است. در منطقه چابهار و بندرعباس هم سرمایه‌گذاری‌های مشترکی در زمینه تولید آلومینیوم صورت گرفته است.

وی پیش‌بینی کرد که فاز تولید صنعتی کک نفتی تا چند ماه آینده با حمایت ایمیدرو آغاز خواهد شد.

این مقام مسئول با اشاره به حجم بالای ذخایر معدنی ایران گفت: با اکتشافات جدید انجام شده بیش از ۲۰۰ میلیون تن ذخیره سنگ آهن و ۱۵۰ میلیون تن ذخیره زغال سنگ جدید کشف شده و بر مجموع ذخایر معدنی کشور افزوده شده‌اند.

حال سوال اساسي اين است كه آيا ۲۰۰ ميليون تن ذخيره سنگ آهن كه در اكتشافات جديد بدست آمده است و آقاي كرباسيان به آن اشاره مي كند، هماني است كه چندي پيش استاندار يزد در جلسه شورای اداری استان به آن اشاره كرده است؟ چه اتفاقي در حال روي دادن است كه به طرق هاي مختلف به اين موضوع پرداخته مي شود؟! چرا مكان دقيق آن در هر دو خبر به صراحت اعلام نشده است؟