مرتضي پاشايي و جاده ي بافق!

مرتضي پاشايي خواننده سرشناس موسيقي پاپ سرانجام بعد از قريب به يك سال دست و پنجه نرم كردن با بيماري سرطان سرانجام صبح ديروز در گذشت. خبر بيماري سرطان و همچنين مرگ او چنان ابعاد گسترده اي پيدا كرد كه تاساعت ها بعد از اعلام اين خبر، تعداد زيادي از هوادارنش مقابل بيمارستان بهمن جمع شدند و …. اين خبري تاسف بار بود كه اين چند روز در رسانه هاي سمعي و بصري و شبكه هاي اجتماعي همه گير شد.

در اينكه ايشان خواننده بزرگي بود شكي نسيت چرا كه برنامه محبوب و پرطرفداري همچون ماه عسل در ماه مبارك رمضان از آهنگ او براي تيتراژ برنامه اش استفاده مي كند و اينكه خودش نيز اين شهرت را مديون مردم مي داند وچه زيبا از خدا مي گويد، تا جائيكه در اعتراض به خبري مبني بر مرگش “پيش از مرگش” اذعان كرده بود كه «شريف ترين مردم دنيا را داريم، چندروزي است كه خبر مرگم را در فضاي مجازي مي بينم و مي شنوم، من با حمايت و صداي دست هاي مردم ايران به شهرت رسيدم و همه پيشرفت هايم را مديون آنان مي دانم. نمي دانم چه شده است كه من با تكيه بر خدا و دعاي خانواده و دوستانم زنده مانده ام اما برخي مي خواهند….» اينكه بايستي براي اين فقدان برخي ماتم بگيرند شكي نيست و جاي هيچ اعتراضي نيست.

اينكه در شبكه هاي اجتماعي همچون لاين ، واتساپ و … پخش شود كه «بچه هاي بافق امشب (البته منظور ديشب) ميخوان تو امامزاده (و نيز برخي گروهها هم پارك آهنشهر بافق) جمع بشن و آهنگه يكي هسته مرتضي پاشايي را بخونن و شمع روشن كنن واسه همدردي با خانواده مرتضي عزيز…. اشتراك بگذاريد» و در گروهي ديگر بحث بر سرموضوع «سيد جواد ذاكر و سرطان و غربت و مرگش و مقايسه اي با مرتضي پاشايي» باشد و يا درگروهي مذهبي اين بحث راه بيافته و عزيزي قلم بزند كه «شمع روشن كردن رو بزاريد براي همون شام غريبان. بزاريد سنتهاي عزاداريمون حفظ بشه. البته براي آقا مرتضي ميشه توي يه مسجد مراسم ختم گرفت نه پارك آهنشهر. آلبومش رو كه نه ولي ميشه براش قرآن خوند. اينكار شما را آروم ميكنه نه اونو. خودش هم وصيت كرده برام دعا كنيد. ….»

اما در همين روزها در يكي از شهرستان هاي يزد يعني بافق اتفاق ديگري افتاد كه بي ارتباط با دادخواهي هاي بحق و جلسات اخير شهر نبوده و نيست و باز هم قرباني ديگري ميگيرد! جاده ناتمام بافق…. و بر تيتر برخي از سايت هاي خبري شهر نمايان مي شود:

جاده بافق و يك قرباني ديگر!

بار دیگر جاده بافق ـ یزد قربانی گرفت

برخورد پنج دستگاه خودرو در جاده یزد به بافق یک کشته برجای گذاشت

بازهم تصادف در جاده بافق- يزد ۵ مصدوم به جاي گذاشت. حال جاي اين سوالات بر افكار ذهن نقش مي بندد…!

آيا كشته شدن عزيزانمان در جاده ي تك بانده بافق كه بخش مهمي از آن بخاطر استاندار نبودن آن است اينقدر گران نيست كه شمعي بيادشان فروزان كنيم و در شبكه هاي اجتماعي اين درد را فرياد بزنيم؟!

آيا نبايستي در اعتراض به اين تاخير در پروژه كه منجر به چنين تلفات بالايي از جگرگوشه هايمان شده، از مسئولين و فرماندار محترم مطالبه حق كنيم؟!

آيا منتخبين مردم در شورا همچنان بايد سكوت پيشه كنند و دست بر روي دست بگذارند و حركتي نكنند و نامه اي و يا حداقل بيانيه اي در اين خصوص ننگارند؟!

آيا حتما بايستي كشته اي در اين جاده اتفاق بيافتد كه برخي از مسئولين محترم در تريبون عمومي آن هم در حد يكي دو جمله در مورد جاده بافق صحبت كنند؟!

آيا رسانه ها و سايتهاي خبري تحليلي ما فقط به درج خبري اكتفا كنند و السلام؟!

آيا فرهيختگان، معلمان معزز و اساتيد ارجمند همچنان در سكوت باشند و ببينند چه بر سرمان مي آيد؟!

آيا اصناف بازاري و كارگري و … همچنان مشغول به كار خويش باشند و بس؟!

آيا رئيس راهنمايي و رانندگي استان پس از اين حادثه ناگوار لب به سخن بگشايد و بگويد كمبود امكانات در جاده بافق بيداد مي كند؟!

آيا برخورد اين تعداد تريلر و سواري در چنين جاده اي نشان از حجم بالاي تردد چنين وسايلي نيست؟!

آیا با این همه مصوبه برای این جاده آن در دولت های مختلف حالا دیگر وقت اتمام این جاده نرسیده است؟

آيا حتما لازم است كه يكي از مسئولين يا فرزندانشان در چنين جاده بي كيفيتي ضربه ببينند و خداي ناكرده داغدار شوند تا…؟!

و آيا و آیا و آیا…؟!

در کنار برداشت این همه سنگ و عوارض زیست محیطی و از طرفی کمک های میلیاردی سنگ آهن برای اتمام این پروژه ، دلیل این همه سهل انگاری و تامل چیست؟؟؟

رحمت الله شریعتی.

6 دیدگاه برای “مرتضي پاشايي و جاده ي بافق!”

  1. وقت خدمت رسانی رو آقایون ندارند.چرا اگه دوربین و عکس یادگاری باشه حتما خودشونو … خیالتون راحت ،بخور بخور برخی از آقایون تا انقلاب …ادامه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.