دکتراحمدتوکلی: آنقدرکه ماکلنگ می زنیم روبان پاره نمی کنیم‎

دکتر احمد توکلی: آنقدرکه ماکلنگ می زنیم روبان پاره نمی کنیم

کاریکاتور : محمد باقر قائمی

کلنگ  وروبان

 

نامه یک گریدر به فرماندار بافق

 

من یک گریدر هستم مثل خیلی از گریدرهای دیگری که روی کره خاکی وجود دارند.

اما جایی که من مشغول به کارهستم متفاوت تر از جاهای دیگر است.

قوانین و شرایط کارش فرق دارد. می گویم که کجا هستم.

۸ کیلومتری جاده بافق – یزد.

چندماهی است که مشغول به کار شده ام اما حجم زیاد کار برای سن بالای من باعث شد چند روزی در محل كارم بستري شوم .

هیچکس به عیادتم نیامد.

نه مدیر کل راه، نه فرماندار، حتی رئیس اداره راه بافق نيامد

خیلی دلگیر شدم.

چرا که من برای شما زحمت میکشيدم برای اینکه بتوانم جاده را تمام کنم. برای اینکه نشان دهم و اثبات کنم که مسئولين درست گفته اند و درست به عرض آنان رسانده اند و جاده با سرعت خوبی در حال ساخته شدن است.!!!

 

برای اینکه جلوی کشته شدن مردم این دیار بگیرم. اما ای فرماندار!فکر میکنم فضا را اشتباه گرفته ای. باید جای دیگری کار را شروع کنی.

من ميخواهم خوب بشوم و کارم را شروع کنم اما من دیگر پیر و فرتوت شده ام. شما را نميدانم ولي من از نگاههاي مردمي كه هر روز در اين جاده خرامان خرامان براي امورات ضروري از جمله درمان، دانشگاه و…به يزد ميروم خجالت ميكشم و حال ديگر ميترسم كه اگر در نزديكي جاده اصلي بودم با سنگ مرا ادب كنند چون هر روز كه از كنار من ميگذرند صدايي عجيب مرا به وحشت مياندازد كه مگر قرار نبود تا ابتداي دي ماه ۹۳ جاده را تحويل دهند؟؟! و مگر قول مجدد ندادند كه تا ابتداي سال ۹۴ جاده را تحويل دهند؟؟! آقای فرماندار چرا به دادم نميرسيد؟؟!

آقای فرماندار! پسرعمویی دارم که در همین جاده چند کیلومتر آن طرفتر در حال کندن تپه ها است تا مسیر را برای تکمیل جاده مهیا کند اما او هم چند ماهی است که حالش بد است و زمین گیر شده است. ترس گلايه هاي مردمي را دارد. دوستان ديگري در شهرهاي ديگر دارم كه هروقت جوياي احوالشان ميشوم دلخوشند و همه از آنها راضي و دعا گويشان و خوشحال از اينكه مسير زيبا با سرعتي زياد به مردم ديارشان تحويل داده اند.

لطفا به داد من و پسر عمويم رسيد. برای همین دست به قلم شدم و چنین جسارتی را به خود دادم و نامه ای به شما “فرماندار بافق” نوشتم چرا كه شما هميشه مرا در اين جاده ميبنيد و من هم شما را ميبينم .خواهش ميكنم مرا از خجالت و شرمندگي مردم و مسافران اين مسير نجات دهيد.

امیدوارم که نامه ام را بخوانی و راهی کاغذ خردکن نکنی.

قبلاً سپاسگزار است.

امضاء: گریدر پیر و فرتوت

 

سال 93 سال شیب های ملایم و ناملایم

سال ۱۳۹۳ تمام شد …

با تمام خوبی ها و بدی ها …

برای ما که زمان را تقسیم بندی کرده ایم و با اعداد و ارقام میشناسیم هر عددی ، موضوعی را یادآوری میکند …

وقتی میگویند سال ۱۳۵۷ اولین چیزی که در ذهنمان میآید انقلاب است …

وقتی میگویند سال ۱۳۵۹   یاد شروع جنگ تحمیلی می افتیم …

وقتی میگویند سال   ۱۳۶۷ یاد پایان جنگ تحمیلی می افتیم …

وقتی میگویند سال ۱۳۶۸ یاد رحلت امام عزیزمان می افتیم …

وقتی میگویند سال ۱۹۹۸ یاد بازی ایران و استرالیا می افتیم …

وقتی میگویند سال ۱۳۸۸ یاد حماسه بزرگ ۹ دی می افتیم …

اما با خودم فکر کردم چند سال دیگر اگر بگویند سال ۱۳۹۳ یاد چه چیزی می افتیم ؟

بارز ترین اتفاق سال ۱۳۹۳ چیست؟

سال ۱۳۹۳ را با چه نامی میشناسیم؟

.

.

.

ناگهان فکری به ذهنم رسید

سال ۱۳۹۳ سال شیب های ملایم و ناملایم …

از دولت و ملت گرفته تا آب و هوا و باران و برف و ورزش و …

شیب ملایم افزایش قیمت ها …

شیب صفر ناملایم افزایش یارانه ها …

شیب ملایم پلمب تأسیسات هسته ای …

شیب ناملایم کاهش تحریمها …

شیب ملایم و خوب وزارت بهداشت و برداشتن باری از دوش بیماران …

شیب ناملایم آزادی دارایی های بلوکه شده خودمان …

شیب ملایم و بد مجوزهای غیر اسلامی وزارت ارشاد اسلامی…

شیب ملایم افزایش قیمت نان در راستای افزایش کیفیت …

و در مقابل شیب ناملایم افزایش کیفیت نان …

شیب ملایم گرم شدن هوا در زمستان …

و ناگهان شیب ملایم سرد شدن هوا و بارش برف …

شیب ملایم و دلچسب زانو زدن قدرت های جهان مقابل تیم ملی والیبال …

و شیب ملایم ناکامی و بدشانسی تیم ملی فوتبال در جام جهانی و جام ملتهای آسیا …

شیب ملایم پروژه های توهین و اسلام هراسی دشمنان …

و در مقابل شیب ملایم و دلچسب واکنش مردم با بصیرت …

شیب ملایم جولان دادن داعش در منطقه …

و در مقابل شیب ملایم قدرت نمایی مرجعیت شیعه در عراق با یک فتوا …

شیب ملایم قدرت نمایی ایران و سپاه قدس و حاج قاسم …

شیب ملایم سقوط قیمت نفت …

و شیب نا ملایم اما شیرین به درک واصل شدن پادشاه ملعون عربستان …

 

و از همه بدتر شیب ناملایم فعالیت ما در فضای مجازی تا جایی که رهبر عزیزمان مجبور شدند خود وارد میدان شوند و اسلام را به دنیا معرفی کنند

 

 

ولی در اینجا با یک مشکل روبرو میشویم

چند سال دیگر جوانانی که این دوران را درک نکرده اند و تازه وارد دانشگاه شده اند و تازه با مفهوم شیب ملایم کلاسیک آشنا میشوند ، مطلب ما را درک نمیکنند و مفهوم شیب ملایم سال ۹۳ را نمیفهمند؛

بنابراین پیشنهاد میکنم مفهومی با موضوع شیب ملایم حداقل ۳۰% تعریف کنیم تا با آن شیب ملایم معروف ریاضی اشتباه نشود همان که انقدر ملایم بود که کسینوس زاویه را تقریبا برابر یک میگرفتیم.

 

 

پی نوشت :

( به دلیل نامگذاری سال ۱۳۹۴ توسط رهبر معظم انقلاب به نام  دولت و ملت همدلی و همزبانی ، تا جای ممکن مطلب با شیب ملایم نوشته شده )

 

 

“امضا محفوظ”

آیا باز هم صندلی های خالی را خواهیم دید؟‎

۱۹ اسفند ۱۳۹۳ گزارش کارگروه مطالبات مردمی

آیا باز هم صندلی های خالی راخواهیم دید؟‎

کاریکاتور : محمد باقر قائمی

19اسفند [puya640]

هروعده که دادند بزرگان سر کاریست

999-300x2151هروعده   که دادند بزرگان ,سر کاریست
درشهرمن وتو همه جا گریه وزاری است.
گویا ز زمستان خبری  نیست , بهاریست
گویندخدا رفته از این جا چه کنیم ما؟
چون قبله گه مردم  ما برق هزاریست
باچشم  بصیرت  تو ببین این ور وآن ور
این وضع خیابان که پر از کَنده و کاریست
در جاده  که ماشین  وتریلی  به شتابند
شاید بتوان گفت در آن مرگ سواریست
چون  باغ و  گلستان  شده  شهرم ز سیاست
بد گفتن از این شخص واز آن فرد چه کاریست؟
دولت  ز عدالت  بزند  گاه  ز تدبیر
بر فرق من وتو, همه اش شکرگزاریست
از  آهن  و سرب, پر شده  رگهای تن ما
 سرمایه ی ما روی قطاریست که باریست
 
گویند که خون همه تان بی خود وبدبوست
درخون شما زهر و سموم,  ساری وجاریست
از بس که سخن گفته شده از آهن وسنگش
این سنگ چوشاه گشت ولی شاه فراریست
قلیان وپاتوق  نقل مجالس شده امروز
اعصاب خراب من وتو هم ز نداریست
با سرعت  نور  گر بروی  آن ور  تاریخ
چون باز بگردی همه جا چون شب تاریست
عمریست  که سگ دو زده ایم هیچ نداریم
هرجوجه ولی  صاحب  یک بنز سواریست
هر چند بخواهم که زبانم نشود تلخ
اما چه کنم قصه ی ما تلخ نگاریست
دی شیخ همی گفت در این شهر بگردید
هروعده   که دادند بزرگان , سر کاریست
 
 
 دکترحسین ارجمند