مناظره علمی امام رضا علیه السلام

 

مناظره با ملحد
خدمتگزار امام رضا علیه‌السّلام می‌گوید یكی از زنادقه در حالی كه جماعتی نزد آن حضرت علیه‌السّلام بودند، خدمت امام علیه‌السّلام رسید، امام علیه‌السّلام رو به او نمود و فرمود: اگر فرضاً نظریه شما، در رابطه با مبدا و معاد صحیح باشد – و حال آنكه چنین نیست – آیا قبول داری كه در نهایت ما و شما یكسان هستیم و نمازها و روزه‌ها و زكات های ما و اعتراف ما به مبدا و معاد برای ما زیانی ندارد؟ زندیق كه پاسخی نداشت، سكوت اختیار كرد.

امام علیه‌السّلام ادامه داد و فرمود: اگر نظریه ما در رابطه با مبدا و معاد صحیح باشد – در حالیكه چنین هم هست – آیا قبول داری كه شما هلاك شده‌اید و ما نجات یافته‌ایم؟ زندیق كه باز پاسخی نداشت، سخن را به جای دیگر كشید و گفت: خدا رحمت كند تو را، به من بگو كه او (خدا) چگونه است و كجا است؟ امام علیه‌السّلام: وای بر تو، راه را اشتباه رفتی، او «كجا» را به وجود آورد، او بود و «مكانی» نبود، ونیز او «چگونگی» را ایجاد كرد، او بود و «چگونگی» وجود نداشت، خداوند با كیفیت و مكان شناخته نمی‌شود و با حواس، قابل درك نیست و او را با هیچ چیز نمی‌توان مقایسه نمود. زندیق گفت: بنابراین او چیزی نیست، چون با هیچیك از حواس قابل درك نمی‌باشد.

امام علیه‌السّلام: وای برتو، چون حواس نمی‌تواند او را ادراك كند منكر او ‌می‌شوی، و ما درست بر عكس، بدلیل این‌كه حواس ما از ادراك او ناتوان است یقین می‌كنیم كه او پروردگارما است، و شباهتی با سایر موجودات ندارد.

زندیق گفت: به چه دلیل می‌گویی كه او هست؟ امام علیه‌السّلام فرمود: به دلیل این‌كه وقتی به خویش می‌نگرم می‌بینم كه نمی‌توانم در طول و عرض، چیزی به خود اضافه كنم و یا كم نمایم و نمی‌توان ناخوشی‌ها را از خویش دفع و منفعت را به سوی خود جلب كنم، روی این حساب فهمیدم كه بنیاد هستی من بنایی دارد و لذا به او اعتراف كردم. علاوه بر این با روِیت پدیده ابرها و گردش بادها و جریان خورشید و ماه و ستارگان و غیره كه آیات شگفت انگیز و متقن آفرینش هستند، دانستم كه این امور تدبیر كننده و پدید آورنده‌ای دارند.

Neyshabur1m

زندیق گفت: پس حد و مرز او را برای من بیان كن. امام فرمود: او بی‌نهایت است، حد و مرزی ندارد.

زندیق: چرا؟ امام علیه‌السّلام پاسخ داد: چون هر چه محدود باشد، نهایت دارد و احتمال محدودیت مساوی است با احتمال زیاده و نقصان. بنابراین او محدود نیست و زیاده و نقصان نمی‌پذیرد قابل تجزیه نمی‌باشد و به وهم نمی‌آید. زندیق گفت: توضیح بدهید، این‌كه می‌گویید خداوند لطیف، شنوا، بینا، دانا و حكیم است، آیا شنیدن جز با گوش و دیدن جز با چشم، و ظریف كاری جز با دست و حكمت جز با سازندگی امكان پذیراست؟ امام علیه‌السّلام فرمود: مقصود از این‌كه می‌گوییم خداوند لطیف و ظریف كار است این كه او در پدید آوردن مصنوعات، ظرافت و دقت دارد. نمی‌بینی وقتی شخصی در اخذ چیزی ظرافت و دقت به خرج می‌دهد، می‌گویند فلانی چقدر با لطافت كار می‌كند، بنابراین چرا این معنی به آفریننده با شكوه جهان گفته نشود؟… و این‌كه ما می‌گوییم خداوند شنوا است، برای این است كه هیچ صدایی از او پنهان نیست… و در تشخیص هیچ لغتی اشتباه نمی‌كند بنابراین او شنوا است ولی نه به وسیله گوش و گفتیم او بینا است زیرا او جای پای مورچه ریز سیاه در شب تاریك بر سنگ سیاه را می‌بیند، او حركت مور را در شب قیرگون مشاهده می‌نماید… بنابراین او بینا است ولی نه به وسیله چشم همانند آفریده‌های خود. این مناظره آنقدر طول كشید، تا این‌كه در همان جلسه، زندیق اسلام اختیاركرد. (احتجاج طبرسی ج ۲ ص۱۷۳ ۱۷۱ .)

استدلال اول این مناظره مبتنی بر همان نكته‌ای است كه امروزه به رغم قدمت آن نزد مسلمین به نام پاسكال دانشمند فرانسوی ثبت شده و به شرطیه پاسكال معروف است كه البته پیشتر از امام رضاعلیه‌السّلام در مناظره امام صادق علیه‌السّلام با یكی از زنادقه مشهور عرب (ابن ابی العوجاء) از سوی ایشان بیان شده است.

منابع مناظرات:
* بحار الانوار، ج ۴۹، ص ۱۷۳، ح ۱۲٫
* از عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۷۸ ۱۵۴٫
* اخبار و آثار حضرت امام رضا (ع) ص ۶۰۰ تا ۶۱۴٫

توصیه‌هایی از مرحوم آیة الله العظمی بهجت در باب زیارت امام رضا علیه السلام

زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

1887042_555

بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:

«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند:

«از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

fu55

یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

«در روز عاشورا مقداری از گِل پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.

در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

hou3433

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

 

منبع: کتاب به سوی محبوب، و کتاب برگی از دفتر آفتاب. آیة الله بهجت

سرنوشت قاتل امام حسن (علیه السلام)

زن ملعونی که امام حسن (ع) رابه شهادت رساند که بود و چه شد ؟

«جعده» گمان می‌کرد همین که امام حسن(ع) را از میان بر دارد، عروس خلیفه می‌شود و دیگر همه چیز تمام است اما نمی‌دانست سرنوشت جوری رقم می‌خورد که دنیا به فرزندانش روی خوش نشان نخواهد داد.

«جعده» دختر اشعث بن قیس(۱) که به همسری امام حسن(ع) در آمد، همان کسی است که فرزند بزرگ حضرت فاطمه(س) را با زهر قوی به شهادت رساند.

جعده که نفاق را از پدرش به ارث برده بود، در آرزوی همسری یزید دست به عمل شومی زد که ریشه‌دار بودن نفاق در این خاندان را پیش‌ از پیش نمایان ساخت، باید گفت که از تاریخ‌ ولادت‌ و وفات‌ او اطلاعی‌ در منابع‌ نیامده‌ است. اما در جریان ازدواج امام حسن(ع) با جعده در روایات آمده است که امام علی(ع) ابتدا دختر برادر اشعث (سعید بن قیس) را برای امام حسن(ع) خواستگاری کرد، اما وقتی اشعث از این جریان با خبر شد، نزد برادرش رفت و او را از این کار منصرف کرد تا دختر سعید را به عقد پسر خود درآورد! بعد از آن نزد امام علی(ع) آمد و اعلام کرد که دختری را که برای حسن خواستگاری کرده‌اید، زن پسر من است و در آن جا بود که با اصرار دختر خود را به عقد امام حسن(ع) درآورد (۲) که از این ازدواج فرزندی حاصل نشد.  با این حال بعد از مدتی معاویه‌ با وعده مال بسیار و ازدواج‌ با یزید، جعده‌ را تطمیع‌ کرد تا شوهرش‌، امام‌ حسن مجتبی(ع) را که در آن زمان خانه‌نشین شده بود، زهر دهد و او نیز به طمع ثروت زیاد و عروس خلیفه وقت شدن چنین‌ کرد.(۳)

index

 

تا اینکه روزی امام حسن(ع) روزه بود، جعده زهر را در شیر ریخت و در هنگام افطار به امام(ع) داد، امام مقداری از آن نوشید و بلافاصله زهر را احساس کرد و فرمود: «انا لله وانا الیه راجعون»، جعده‌ پس‌ از زهر دادن‌ به‌ امام‌ حسن(ع)، مورد نفرین حضرت‌ قرار گرفت.(۴)‌ از آن پس، پیوسته لخته‌های خون بالا می‌آورد و این وضع ۴۰ روز ادامه داشت تا سرانجام در روز ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری پس از وصیت به برادرش، امام حسین(ع)، دار فانی را وداع گفت. پس‌ از کارگر شدن زهر، معاویه‌ به‌ وعده مالی‌ که‌ به‌ جعده‌ داده‌ بود وفا کرد، ولی‌ به‌ ازدواج‌ او با یزید رضایت‌ نداد(۵) و به‌ او گفت:‌ می‌ترسد فرزندش‌ را نیز مانند حسن ‌بن‌ علی‌ به‌ قتل‌ برساند.(۶)

index

با نگاهی کوتاه به شرایط و اوضاع سیاسی اجتماعی آن روز در متوجه می‌شویم که جعده فریب وعده‌های معاویه را خوردند، نه اینکه جعده عاشق یزید باشد، بلکه چون خلیفه آن وقت معاویه بود و می‌خواست زن پسر خلیفه آن روز و خلیفه آینده شود، دست به چنین کاری زد و امام در این قضیه فدای توطئه معاویه و یزید شد. در مورد سرنوشت جعده و زندگی او پس از امام حسن(ع) هم در تاریخ این طور آمده است:

جعده‌ پس‌ از امام‌ حسن‌ مجتبی(ع)، دو بار ازدواج‌ کرد، نخست‌ با «یعقوب ‌بن‌ طلحه بن‌ عبیدالله» (۷) که‌ برای‌ او سه‌ پسر به‌ نام‌های‌ اسماعیل‌، اسحاق‌ و ابوبکر به ‌دنیا آورد؛ اسماعیل‌ و اسحاق‌ به‌ هنگام‌ حیات‌ پدر از دنیا رفتند.(۸) دومین‌ بار پس‌ از کشته‌ شدن‌ یعقوب ‌بن‌ طلحه‌ (متوفی‌ ۶۳) در واقعه حره‌ (۹) با عباس ‌بن‌ عبدالله ‌بن‌ عباس‌ (فرزند ارشد ابن‌عباس‌) ازدواج‌ کرد و برای‌ او پسری‌ به‌ نام‌ محمد و دختری‌ به‌ نام‌ قریبه به‌ دنیا آورد که‌ از این‌ دو نیز نسلی‌ باقی‌ نماند.(۱۰)

در گزارش‌ها آمده‌ که‌ قریشیان‌ به‌ هنگام‌ مشاجره‌ با فرزندان‌ جعده‌ آنان‌ را «بنی‌ مسمة الازْواج‌» -فرزندان‌ زنی‌ که‌ همسرانش‌ را مسموم‌ می‌کند- خطاب‌ می‌کردند.(۱۱)

 

*پی‌نوشت‌ها:

 

۱- «اَشْعَث‌ِ بْن‌ِ قَیس‌ِ کِنْدی»‌، از مردان‌ مشهور در تاریخ‌ نیمه نخست‌ سده اول هجری است، وی‌ بزرگ‌ قبیله پر نفوذ کنده‌، از آغاز مسلمانى‌ تا هنگام‌ مرگ‌ در بسیاری‌ حوادث‌ نقش‌ عمده‌ داشت‌ و مى‌توان‌ گفت‌ که‌ حضور او در پاره‌ای‌ مواقع‌ خود حادثه‌ ساز بود. ملک‌داری‌ و فرمانروایى‌ در خاندان‌ او سابقه‌ای‌ دراز داشت‌ و به‌ همین‌ سبب‌ توجه‌ به‌ وضع‌ و موقعیت‌ قبیله کنده‌ در شبه‌ جزیره عربستان‌، برای‌ شناخت‌ بسیاری‌ از رفتارها و مواضع‌ سیاسى‌ اشعث‌ مهم‌ است. اشعث‌ به‌ عنوان‌ مهم‌ترین‌ بازمانده ملوک‌ کنده‌، در هر حادثه‌ای‌ به‌ دنبال‌ به‌ دست‌ آوردن‌ موقعیت‌ پیشین‌ نیاکان‌ خویش‌ بود، نکته‌ای‌ مهم است که باید از آغاز مطالعه زندگى‌ سیاسى‌ او تا به‌ هنگام‌ مرگش‌ همواره‌ به آن‌ توجه‌ کرد، وی‌ هنگام‌ هجرت‌ پیامبر(ص‌) حدود ۲۵ سال‌ داشته‌ است‌، از اخبار اشعث‌ تا پیش‌ از مسلمانى‌ او، این‌ اندازه‌ مى‌دانیم‌ که‌ وی‌ به‌ خونخواهى‌ پدرش‌، قیس‌ اشج‌، با بنى‌ مراد به‌ جنگ‌ برخاست‌، اما شکست‌ خورد و به‌ اسارت‌ درآمد و فدیه هنگفتى‌ که‌ آن‌ را ۳ هزار شتر گفته‌اند، داد و آزاد شد. اشعث‌ بن‌ قیس‌ نیز همراه‌ تنى‌ چند از بزرگان‌ کنده‌ به‌ مدینه‌ درآمد و اسلام‌ آورد، به‌ هر حال «اسلام‌» اشعث‌ و کندیان‌ دیری‌ نپایید و تیره‌هایى‌ از کنده‌ که‌ از پیش‌ از وفات‌ حضرت‌ رسول‌(ص‌) سرکشى‌ را آغاز کرده‌ بودند، در زمره مرتدان‌ در آمدند، اشعث‌ نیز خود در پاسخ‌ زید بن‌ لبید که‌ خبر وفات‌ حضرت‌ رسول‌ (ص‌) و خلیفه شدن ابوبکر را به‌ او داد و خواستار بیعت‌ او بود، روی‌ خوشى‌ نشان‌ نداد امتناع‌ اشعث‌ از پاسخ‌ صریح‌ و روشن‌، نشان‌ از زیرکى‌ او دارد، گویا اشعث‌ منتظر سرکوب‌ این‌ تیره‌ها بود تا ریاست‌ خود را تثبیت‌ کند. به‌ همین‌ سبب‌ وقتى‌ بازماندگان‌ دیگر تیره‌ها پس‌ از نبرد با زیاد به‌ سوی‌ اشعث‌ آمدند، او همراهى‌ و یاری‌ ایشان‌ را مشروط به‌ این‌ دانست‌ که‌ وی‌ را «ملک‌» خویش‌ گردانند و آنان‌ نیز او را «ملک‌» خواندند و تاج» بر سرش‌ نهادند.  نخستین‌ درگیری‌ کندیان‌ به‌ سرکردگى‌ اشعث‌ با سپاهیان‌ زیاد به‌ شکست ‌زیاد انجامید، اما سپس‌ اشعث‌ و کندیان ‌شکست‌ خوردند و به‌ قلعه‌ای‌ پناه‌ بردند، اشعث‌ که‌ به‌ دشواری‌ افتاده‌ بود، در برابر تسلیم‌ قلعه‌، برای‌ خود و خانواده‌اش‌ از زیاد امان‌ خواست‌ و زیاد پذیرفت‌، همچنین آمده است اشعث‌ در گرفتن امان‌ برای‌ خود و خانواده‌اش‌، با نیرنگى‌ کندیان‌ را استثنا کرد و به‌ همین‌ سبب‌ مورد لعن‌ و نفرین‌ ایشان‌ قرار گرفت‌ و حتى‌ به‌ او لقب‌ «عرف‌ النار» به‌ معنى‌ پیمان‌ شکن‌ داده‌ شد، اشعث‌ را با دیگر اسیران‌ به‌ مدینه‌ آوردند، اما ابوبکر آزادش ‌کرد و خواهر خود را به ‌ازدواج او ‌درآورد.  اشعث‌ در دوره خلافت‌ عثمان‌ عامل‌ آذربایجان‌ شد و از کسانى‌ بود که‌ خلیفه‌ بر هر یک‌ از ایشان‌ ناحیه‌ای‌ را به‌ اقطاع‌ داد، چون‌ امیرالمؤمنین‌ على‌(ع‌) خلافت‌ یافت‌، اشعث‌ بر ولایت‌ آذربایجان‌ و ارمنیه‌ باقى‌ ماند، پس‌ از واقعه جمل‌، امام‌ على‌(ع‌) به او امر کرد تا اموال‌ آذربایجان‌ را تسلیم‌ کند، پس روایتى‌ که‌ در آن‌ از حضور او در جمل‌ یاد شده‌، صحیح‌ به‌ نظر نمى‌رسد، اما در جنگ‌ صفین‌ به‌ دستور امام‌ على(ع‌) حضور یافت. درست‌ است‌ که‌ اشعث‌ در نبرد با سرکشان‌ شام‌ و عراق‌، به‌ امام‌ على(ع‌) پیوست‌، اما چنانکه‌ روایات‌ موجود نشان‌ مى‌دهد، امام‌ على‌(ع‌) و پیروان‌ صادق‌ آن‌ حضرت‌، به‌ وی‌ اعتمادی‌ نداشتند. همچنین در گرماگرم‌ نبرد صفین که‌ معاویه‌ شکست‌ را نزدیک‌ مى‌دید، برادر خود عتبة بن‌ ابوسفیان‌ را با پیشنهاد ترک‌ جنگ‌ نزد اشعث‌ فرستاد، با آنکه‌ اشعث‌ در این‌ مذاکرات‌ امام‌ على‌(ع‌) را ستود و در باره ترک‌ مخاصمه‌ پاسخ‌ مثبت‌ نداد، اما در شب‌ لیلة الهریر که‌ نزدیک‌ بود سپاهیان‌ امام(ع‌) کار جنگ‌ را یکسره‌ کنند، اشعث‌ در جمع‌ کندیان‌ به‌ پا خاست‌ و ضمن‌ خطبه‌ای‌، با لحنى‌ مصلحت‌ جویانه‌ خواستار ترک‌ خونریزی‌ بیشتر شد، بنابر این‌ روایات‌ تا خبر خطبه اشعث‌ به‌ معاویه‌ رسید، دستور داد تا قرآن‌ هارا فراز نیزه‌ها کنن. پس‌ از این‌ ماجرا اشعث‌ از امیرالمؤمنین‌ على‌(ع‌) به‌ تأکید مى‌خواست‌ که‌ پیشنهاد «دعوت‌ به‌ کتاب‌ الله» را بپذیرد و گفته‌اند که‌ او و گروهى‌ از کندیان‌ بیش‌ از هر کس‌ دیگری‌ خواستار ترک‌ مخاصمه‌ بودند، اشعث‌ همچنین‌ نظر معاویه‌ را در باب‌ قرار دادن‌ یک‌ حَکَم‌ از شام‌ و دیگری‌ از عراق‌ پسندید و همراه‌ کندیان‌ ابوموسى‌ اشعری‌ را برگزید و با حکمیت‌ ابن‌ عباس‌ یا مالک‌ اشتر به‌ عنوان‌ نماینده‌ از سوی‌ امام‌ على(ع‌) و عراقیان‌ مخالفت‌ کرد.  به‌ روایت‌ یعقوبى‌، وقتى‌ بر سر لقب‌ «امیرالمؤمنین‌» برای‌ امام‌ على‌(ع‌) هنگام‌ نوشتن‌ صلح‌ نامه‌ میان‌ نمایندگان‌ دو سپاه‌ اختلاف‌ افتاد، اشعث‌ از کسانى‌ بود که‌ خواستار محو این‌ لقب‌ در آن‌ نامه‌ شد و مالک‌ اشتر سخت‌ به‌ او اعتراض‌ کرد، به‌ هر حال‌ با ظهور گرایش‌ خوارج‌ که‌ امام‌ على‌(ع‌) تا سر حد ممکن‌ کوشید با ایشان‌ مدارا کند، اشعث‌ از کسانى‌ بود که‌ اعتقاد داشتند باید پیش‌ از آغاز دوباره جنگ‌ با معاویه‌، نخست‌ با خوارج‌ نهروان‌ جنگید، پس‌ از نبرد نهروان‌، امام(ع‌) یاران‌ را به‌ جنگ‌ با معاویه‌ خواند، اما اشعث‌ خستگى‌ از جنگ‌ را بهانه‌ کرد و سخنان‌ او نیز در سپاهیان‌ تأثیری‌ بسزا کرد و به‌ همین‌ سبب‌ امام(ع‌) راهى‌ کوفه‌ شد.

 

آخرین نکته‌ در زندگى‌ اشعث‌، مسأله ارتباط او با ابن‌ ملجم‌ و نقش‌ او در توطئه شهادت‌ امیرالمؤمنین‌ على(ع‌) است‌ که‌ از لابه‌لای‌ گزارش‌های‌ مغشوش‌ منابع‌ نمى‌توان‌ به‌ نتیجه قانع‌ کننده‌ای‌ دست‌ یافت‌، البته‌ امیرالمؤمنین(ع) به‌ اشعث‌ اعتمادی‌ نداشت‌؛ حتى‌ یک‌ بار امام‌ على(ع‌) بر منبر کوفه‌، با اشعث‌ به‌ تندی‌ سخن‌ گفت.(نهج‌البلاغه، خطبه ۱۹)، همچنین‌ گفته‌اند یک‌ بار اشعث‌، امام(ع‌) را تهدید به‌ مرگ‌ کرد. فرزند بزرگش‌ محمد، از ام‌فروه‌ خواهر ابوبکر، در دستگیری‌ حجر بن‌ عدی‌، صحابى‌ امیرالمؤمنین(ع‌) شرکت‌ فعال‌ داشت، او از امیران‌ مورد اعتماد زیاد بن‌ ابوسفیان‌ و ابن‌ زیاد بود و در دستگیری‌ و قتل‌ هانى‌ بن‌ عروه‌ و مسلم‌ بن‌ عقیل‌ در آستانه واقعة کربلا، شرکت‌ جست، فرزند دیگر او، قیس‌، از کسانى‌ بود که‌ امام‌ حسین‌(ع‌) را به‌ کوفه‌ دعوت‌ کرد، با این همه‌، به‌ لشکر شام‌ پیوست‌ و مکاتبه‌ با آن‌ حضرت‌ را انکار کرد، او همان کسی بود که‌ پس‌ از شهادت‌ امام‌(ع‌) جامه‌ از پیکر آن‌ حضرت‌ ربود، جعده‌ دختر اشعث‌ که‌ با نیرنگ‌ پدر به‌ همسری‌ امام‌ حسن‌ مجتبى‌(ع‌) درآمد، به‌ فریب‌ معاویه‌، آن‌ حضرت‌ را مسموم‌ کرد. خانواده اشعث‌ حتى‌ تا قرن سوم هجری نیز در کوفه‌، در حوادث‌ سیاسى‌ غالباً به‌ نفع‌ حاکمان‌ نقش‌ داشتند و همواره‌ به‌ نیرنگ‌ بازی‌ شهره‌ بودند و چون‌ یکى‌ از ایشان‌ خواست‌ به‌ خدمت‌ امام صادق(ع‌) برسد، آن‌ حضرت‌ نپذیرفت.(تخلیص از دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی)

 

۲-ابی‌الفرج عبدالرحمن بن جوزی،صفحه ۲۷

 

۳-برای‌ نمونه‌ رجوع کنید به مفید، جلد‌ ۲، صفحه‌ ۱۶؛ ابن‌شهر آشوب‌، جلد‌ ۳، صفحه‌ ۲۰۲؛ اربلی‌، جلد‌ ۲، صفحه ۱۳۸ـ۱۳۹

 

۴-قطب‌ راوندی‌، جلد‌ ۱، صفحه‌ ۲۴۲

 

۵- ابوالفرج‌ اصفهانی‌، صفحه‌ ۴۸

 

۶- مسعودی‌، جلد‌ ۳، صفحه ۱۸۲

 

۷–بلاذری، جلد‌۲، صفحه۳۶۹

 

۸-ابن‌سعد، جلد ‌۵، صفحه‌۱۲۳

 

۹- همان‌، جلد ‌۳، قسم‌۱، صفحه‌ ۱۵۲

 

۱۰- همان‌، جلد‌۵، صفحه‌۲۳۱

 

۱۱-رجوع کنید به ابوالفرج ‌اصفهانی، صفحه ۳۱ به بعد

زنگ خطر کمبود معلم در سال جاری باز هم به صدا در آمد

از جمله مسائل بسیار مهم که در نظام آموزش و پرورش وجود دارد، بحث دبیر، امکانات و فضای آموزشی است که در کنار نقش دانش آموز و اولیا مهمترین نقش را در زمینه آموزشی هر کشور دارد و همانطور که پیداست نیاز به برنامه ریزی جدی و مؤثری درطول سال دارد.

متأسفانه علی رغم پیش بینی هایی که آموزش و پرورش شهرستان بافق در مورد تأمین معلمین مورد نیاز مدارس داشت، برای دومین بار با گذشت سه ماه از سال تحصیلی در دبستان شهید انغوزه ای ، نیاز به معلم و نبود معلم متخصص، خود نمایی کرد.

چند تن از والدین دانش آموزان پایه سوم مدرسه شهید انغوزه ای واقع در مبارکه ضمن گفتگویی با خبرنگار بافق پویا دربیان مشکلات فرزندان خود گفتند: «سه ماه از سال تحصیلی دانش آموزان ما گذشته است اما هنوز تکلیف معلم پایه سوم این مدرسه مشخص نیست، در دوهفته ای که آقای عبداللهی در مدرسه حضور داشتند ما هیچ مشکلی نداشتیم اما باعوض شدن معلم روحیه بچه ها عوض شد و ما شاهد افت تحصیلی دانش آموزان بودیم .الان نزدیک به یک ماه است که فرزندان ما اصلا معلم ندارند، مدیر و معاون مدرسه سر کلاس بچه ها حاضر می شوند و چون تخصص این پایه را ندارند مجبور به تکرار حتی دو هفته ای یک درس فارسی می شوند، دو هفته تکرار یک درس برای بچه ها خسته کننده است . ثلث اول بچه ها نزدیک است اما دانش آموزان هم از لحاظ کیفیت درس و هم از لحاظ کمیت درسی مشکل دارند.

متأسفانه با سهل انگاری مسئولین آموزش و پرورش سیلی افت تحصیلی به بچه های ما زده شد.»

علی اصغر رنجبر رییس آموزش و پرورش شهرستان بافق در گفتگویی با خبرنگار بافق پویا به تشریح مسایل پیش آمده پرداخت و گفت :

«در ابتدای سال تحصیلی جاری وقتی طبق بررسی های انجام شده مشخص شد آموزش و پرورش نیاز به استخدام معلم دارد ، پس از دریافت مجوزهای لازم از وزارت آموزش و پرورش با دریافت بسته حمایتی مدرسه ابتدایی پسرانه خلدبرین را به بخش خصوصی یا به عبارتی بخش غیر انتفاعی حضرت سجاد «علیه السلام» واگذار کردیم. طرف قرارداد ما در این طرح معلم نیست و حقوق آنها از طرف مدرسه غیر انتفاعی پرداخت می شود و در صورتی که بازخورد خوبی داشته باشد و وزارت آموزش پرورش مجوز لازم را صادر کند این طرح میتواند تعمیم پیدا کند.»

علی اصغر رنجبر

وی ابراز داشت: «آموزش و پرورش شهرستان بافق همه توان خود را به کار گرفت تا آموزگاران بر اساس دوره ی ویژه ای که گذراندند بر سر کلاس ها حاضر شوند تا هیچ گونه مشکلی در زمینه آموزشی بوجود نیاید، خوشبختانه در حال حاضر کادر آموزشی مدرسه و اولیای دانش آموزان از تغییرات انجام شده رضایت دارند.»

علی اصغر رنجبر درادامه صحبت هایش درباره مشکل پیش آمده در دبستان پسرانه شهید انغوزه ای مبارکه گفت: «دیروز نیز در جمع اولیای دانش آموزان مدرسه عرض کردم ؛ به خاطر تخصصی شدن دبستان انقلاب آهنشهر مجبور به تغییراتی در روند کار معلمان آموزشگاه شدیم، آموزشگاه انقلاب پسرانه بوده و کادر آموزشی آن خانم هستند، بالاجبار برای کلاس پسرانه که شلوغ نیز بود، معلم مرد نیاز بود بنا به همین دلیل ما مجبور به انتقال آقای عبداللهی دبیر پایه سوم از مدرسه شهید انغوزه ای به مدرسه ی انقلاب شدیم. با توجه به بسته حمایتی که امسال داشتیم، خانم قویدل کار خود را در دبستان شهید انغوزه ای شروع کردند، متأسفانه به دلیل بیماری که برای ایشان پیش آمد و به غیر از ایشان برای چند همکار دیگر ما نیز مشکلاتی پیش آمد که باعث شد نیروی مازادی جهت تأمین دبیر را نداشته باشیم.

علی اصغر رنجبر

وی تصريح كرد: براي جبران كمبود نيروهاي آموزشي در دوره ابتدايي از بازنشستگان فرهنگي یا همکارانی که مرخصی هستند ،مدیران و معاونان واجد شرایط دعوت به همكاري شده است و ان شالله از شنبه شاهد حل این مشکل روبرو در این آموزشگاه خواهیم بود. »

رئیس آموزش و پرورش  بافقبا بیان این مطلب به خبرنگار ما خاطرنشان کرد: «برای ما همه ی دانش آموزان در یک اولویت قرار دارند و ما موظف هستیم در حد مقدورات خود پیگیریهای لازم را برای حل مشکلات آنها داشته باشیم.»

وی در پایان ضمن تشکر و قدردانی از رسانه ها گفت: «رسانه با انتقال اخبار و مشکلات میتواند کمک بسزایی در راستای حل مشکلات به آموزش و پرورش داشته باشد و ما همیشه پذیرای نقطه نظرات و همکاری های لازم با رسانه هستیم.»

رئیس آموزش و پرورش در پاسخ به خبر نگار بافق پویا مبنی بر اینکه چرا دانشگاه فرهنگی، فکری به حال این قضیه نکرده گفت: «امسال با توجه به مشکلهای موجود ظرفیت دانشگاه فرهنگی طبق نیاز شهرستان پیش بینی شد و این کار میتواند مقدار زیادی از مشکلات ما را کم کند ولی نتیجه آن با فارغ التحصیل شدن دانشجویان در چهار سال آینده مشخص می شود.»

و اما سوال بافق پویا آیا جبران این سه ماه به سادگی قابل جبران است؟!

در طول این چهار سال برنامه کمبود معلم تکرار خواهد شد؟!

توصیه‌های میرزا اسماعیل دولابی برای حضور در حرم سیدالشهدا(ع)

nf00353134-1

اسماعیل دولابی از عارفان و سالکان طریق الهی توصیه‌هایی را درباره حضرت اباعبدالله الحسین(ع) دارد که مشروح آن در ادامه می‌آید:

چرا امام حسین(ع) روز عاشورا صدا می‌زند العطش، آب، آب ….؟ فرمود: قطره‌های سرگردان در چشمه‌ها و نهرها را صدا می‌زند، می‌گوید: بیایید مرا یاری کنید، دوستان، شیعیان، بستگان بیایید، مرا نصرت دهید. شاهزاده علی اکبر را دیدی وقتی لب پدر بزرگوارش را چشید، ساکت شد، چرا آرام شد؟ وقتی زبان در دهان پدر گذارد، دید اوه! عطش اینجا خوابیده است، دریای حیات و عزت، تشنه‌ حیات و علم است باز علم می‌خواهد، باز معرفت می‌خواهد، باز با مبدأ خودش کار دارد وقتی پدر را دید اینگونه تشنه است، پسر راحت شد. هرکدام از مؤمنین هم قوی‌تر باشند رفیقش را آرام می‌کند، هرکدام تشنگی بیشتری دارد، پایینی را آرام می‌کند، قوّه می‌دهد، قدرت می‌دهد.

* رابطه ۷۲ یار سیدالشهدا(ع) با وجود صفات حمیده در انسان

یاران مولایمان ابا عبدالله (ع) ۷۲ نفر بودند که این خیلی معنا دارد، ۷۲ نفر یعنی ۷۲ صفت ممدوح که در انسان هست، در انسان ۷۲ صفت بد هم هست، البته هست به آن‌ها نمی‌خورد، آنها در کناب صفات حمیده هستند، هفتاد صفت حمیده مال خداست، غفاریت، ستر، عفو و امثال آن، این‌ها را آخرش به مؤمن می‌دهند.

حضرت اباعبدالله (ع) هفتاد صحابی داشت، هفت و هفتاد خیلی استعمال شده است، طواف کعبه، سعی صفا و مروه، سنگ به شیطان زدن همه هفت است، اگر ۶ سنگ بزنی ناقص است، یعنی یک صفت کم داده‌ای، چقدر از ذکرها هفت بار وارد شده است، ذکر رکوع، ذکر سجده اگر بتوانی مستحب است این‌ها هفت مرتبه تکرار شوند.

هفتاد صفت ممدوح در انسان داریم، که اینها صفات خداوند است، این‌ها درجات بهشت و مقامات قُرب خداست، که انسان به وسیله‌ آن‌ها نزدیک می‌شود، مرتباً عده‌ای می‌رفتند و عده‌ای می‌آمدند و باز ۷۲ نفر کامل می‌شدند، از اول معلوم بود ۷۲ است. انگار هر روز کربلاست و ۷۲ صفت هم دور امام حسین (ع) است، هر روز کربلا و همه روزها عاشورا و امام حسین (ع) در همه زمینه‌ها هست، صفات هم دور اوست، خودت را در این میانه بگرد و پیدا کن.

«کل یوم عاشورا کل ارض کربلا»؛ کربلا و عاشورا با هم قاطی شدند، همه وقت کربلا هستیم و همه وقت عاشورا است، عبادت عاشورائیان تمام شد، عبادت گریه‌های که می‌کردم هم خلاص شد، یعنی مغز مطلب درآمد یعنی دائماً در بلا هستی و هر روز هم عاشوراست، کعبه هم آنجایی است که با خدای خودت مشغول می‌شوی و ملاقات حج توست، تمام عبادات همین است، نشنیده‌ای که گفت خوشا آنان که دائم در نمازند یعنی هرکاری که می‌کند در نماز است.

ماه محرم یکی از ماه‌های تکامل است و محبت و عزاداری برای امام حسین (ع) انسان را زود به مقصد می‌رساند. «کلنا سفن النجاه و سفینه الحسین اسرع»؛ همه ما اهل بیت (ع) کشتی نجات هستیم ولی کشتی نجات امام حسین (ع) سریع‌تر است.

امام حسین (ع) تجلی خداست، در حدیث هست کسی که آن حضرت را با معرفت زیارت کند (و یا در روز عرفه زیارت کند) «یُخالطُهُ الله بنفسه»؛ خداوند بنفسه با آن زائر مخلوط می‌شود، این عبارت را هیچ یک از علماء جرأت نکرده‌اند باز کنند و تشریح نمایند.

* تأثیر گریه بر ابا عبدالله الحسین(ع) بر انسان

کسی که در عزای امام حسین (ع) بگرید یا بگریاند یا محزون شود، دیگر آتش دنیا و آخرت او را داغ نخواهد کرد، دوستان اهل بیت در مجلس ذکر امام حسین (ع) مثل حضرت ابراهیم (ع) هستند که خداوند آتش را بر او سرد کرد.

قلب و دلی که مغموم و محزون باشد، با گریه باز می‌شود، آن‌قدر گریه می‌کند که در دلش گل می‌روید، حزن، غم شدید است و گریه ندارد، وقتی که غم بیاید دل می‌شکند و گریه آغاز می‌شود و دل آرام می‌گیرد، گریه اسلحه مؤمن است، کربلا اسلحه مؤمن است، امام حسین (ع) برای گریه خلق شده است و «قتیل العبرات» یعنی کشته اشک‌ها است. اشک گریه برای دنیا شور است و اشک گریه آخرت شیرین است، اولی چشم را کم‌سو و زخم می‌کند، دومی چشم را پرنور و زیبا می‌کند.

اگر شده در همه عمر لااقل یک بار زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام بخوان و از آن محروم نمان. متن زیارت عاشورا الهام خدایی است که به قلب ائمه الهام شده است و چیزی شبیه قرآن است اگر یک ماه محرم هر روز در خانه‌ات زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلامش بخوانی خدا را می‌بینی، امام حسین(ظهور) محبت است، ائمه یک ماه محرم را خیمه عزا می‌زدند و گریه می‌کردند.

سینه زدن خیلی قشنگ است و نافع، مواظب باش در طول سال چند دفعه سینه زدن را ترک نکنی، شخص وقتی سینه می‌زند، یا امام درون جا آن سینه می‌رود یا سینه زن به درون امام می‌رود، در همه عمر یک نوبت هم که شده برای حضرت زهرا و امام حسین (ع) سینه بزن، سینه زدن برای امام حسین (ع) بدن را سبک می‌کند زیبا و تمیز می‌کند، تا جایی که عکس خوبان خدا را در آن پیدا می‌شود.

می‌گویند امام حسین (ع) شهید شد، تا گنه‌کاران امت بخشیده شوند، آیا هیچ شخص عاقلی مثلاً بچه چهارده ساله‌اش را به کشتن می‌دهد که گاوش را نجات دهد؟ خیر. امام حسین (ع) خودش دوست داشت که در راه محبوبش جانفشانی کند و به ملاقاتش برود.

امام حسین (ع) یک امر علی حدّه است، در دستگاه خلقت، شما اهل عبادت و نماز و قرآن و …هستید ولی یک هفته ده روز یک بار نمی‌توانید نام امام حسین (ع) را نشنوید، اگر هم نشنوید خودتان گریه می‌افتید، هر موقع گریه افتادی برای امام حسین (ع) گریه کرده است، مؤمن نمی‌شود گریه نکند هرچند فقط چشمش کمی خیس و قرمز شود.

بر تربت امام حسین(ع) زیاد سجده کردن اخلاق را عوض می‌کند. بنای نظام آفرینش بر قربانی شدن مادون برای مافوق است، همه موجودات طبیعت خود را قربان مؤمن می‌کنند، او خود را قربان اهل بیت (ع) و آن‌ها خود را قربان خدا می‌کند.

* گریه‌ای که صاحب آن اشک ندارد

هرکس هر مصیبتی داشته باشد، از شیعیان مسلمین، مومنین حتی اشقیاء، اگر مصیبت امام حسین (ع) خوانده شود همه بخشیده می‌شوند. دیدی هر وقت کسی مرحوم می‌شود، یک آقایی را خبر می‌کنند تا منبر برود، آن منبری هم، اگر مرحوم جوان باشد، از مصیبت جوان می‌خواند، اگر پیر باشد از پیر می‌خواند، حق هم همین است که حزن و اندوه صاحب مجلس را انتقال بدهد به کربلا. تا صاحب مجلس با این روضه گریه می‌کند، دیگر مصیبت خودش یادش می‌رود، راحت می‌شود. انسان اگر یاد خوبان کند، غصه‌های خودش از یاد می‌رود، البته غصه‌های ما خیلی کوچک است و چیزی نیستند، دیگر غصه‌های خودمان را ذکر نمی‌کنیم، به خاطر اینکه کوچکند.

گریه سکلی گریه‌ای است که صاحب آن اشک ندارد (اشکش تمام شده) روز عاشورا یکی حضرت زینب (ع) بود که گریه سکلی کرد و یکی هم خود اباعبدالله الحسین (ع) یک نظر کرد، اصحابش را نگاه کرد، «نظرا الی یمینه و شماله»؛ گریه سکلی اشک ندارد. ناله است و صدا «و بکی بکا سکلی» روز عاشورا، یک گریه امام حسین (ع) و یک گریه زینب (ع) تمام گناه امت باطل شد، تمام گناه اولین و آخرین.

اشک نبود که صدا زد، صدای خشک، خون نبود که گریه کند، آب نبود که گریه کند. گریه وقتی برای بدن نافع است که اشک داشته باشد، ولی آن گریه سکلی بود نفعش مال اولین و آخرین است.

شاید در میان شیعیان وجود داشته باشد، وقتی مضطر می‌شوند (در مجلس امام حسین (ع) همه گریه می‌کنند و ضجه می‌زنند، یک مرتبه یک نفر از آن‌ها صدا می‌کند و ناله‌اش بالا می‌رود و گریه همه را ساکت می‌کند. در حالی که خودش هم مشغول کار است (دارد چای می‌ریزد) ده هزار نفر داشتند ضجه می‌زدند، یک دفعه این صدا بالا رفت همه جا را گرفت و همه ساکت شدند. این گریه سکلی است. در عرب می‌گویند دو جا فقط گریه سکلی است یک جا برای امام حسین (ع) و یکی هم برای زینب (س).

عزیزان من! خداوند از برکت امام حسین (ع) مملکت ما را روی زمین خیلی عزیز شمرده است. ببین که ذکر امام حسین (ع) چقدر برای بنی آدم استراحتگاه است، هر کدام خسته می‌شوند می‌گویند به روضه برویم، زن‌ها عجیب‌ترند، هرجا بیرقی می‌بینند وارد می‌شوند، کمی برای بچه‌ها پیغمبر (ص) گریه می‌کنند و حالشان جا می‌آید، گریه که می‌کند قلبش آب بیرون می‌دهد، گریه غصه و چرک را آب می‌کند و از سینه‌هایشان می‌برد. بعضی از زن‌ها و مردها گریه می‌کنند، گریه سکلی، به گریه بی اشک می‌گویند، روز عاشورا یک بار صدای حضرت زینب (ع) به آسمان رفت، گریه سکلی آن است. یک بار هم امام حسین (ع) صدایش بالا رفت ه گریه‌ای که اشک نداشت. اما از گریه بی اشک، آدم فکر می‌کند کسی را صدا زده است، نمی‌فهمد گریه‌اش اینطور است.

در دوران طفولیت، خانمی را دیدم که در روضه چای می‌داد، او هر یک ماه، چهل روز یک دفعه گریه‌اش راه افتاد و یک صدا می‌زد مابقی اوقات سرش پایین بود و چای می‌داد. دیگران همه گریه می‌کردند، ضجه می‌زدند، قصه می‌گفتند، می‌خندیدند، من بچه‌ بودم و در مجلس ول بودم گاهی صدای آن خانم بالا می‌رفت، تا صدایش به آسمان می‌رفت، سکوت این همه مدت آرام می‌شد، اینک که نگاه می‌کنم، می‌بینم که اول همه مردم در مجلس گریه می‌افتادند، آن وقت گریه سراغ او می‌رفت، یعنی تو چرا گریه نمی‌کنی؟ او هم که گریه نداشت ناله می‌کرد.

بعضی اوقات این ناله سراغ بزرگان ما می‌رود، آن‌ها گریه ندارند، آن‌ها سرپرست گریه کنندگان هستند، آب می‌دهند غذا می‌دهند، پذیرائی می‌کنند، عذرخواهی می‌کنند، بعضی وقت‌ها خودشان را هم می‌گیرد. آن‌هایند {هستند} که صدایشان به آسمان می‌رود و چون صدایشان بلند می‌شود برای تمام خلقت فرج است، من می‌دیدم آن خانم همین که صدایش به آسمان می‌رفت گریه تمام می‌شد و همه زنان شروع به صحبت می‌کردند، یک اتاق ضجّه، همین که ناله به آسمان می‌رفت تمام می‌شد، این چه صدایی است وقتی به آسمان می‌رود جاده‌ها را اینگونه صاف می‌کند. این را گریه سکلی می‌گویند. گریه‌ای که اشک و حزن و اندوه ندارد، ان شاءالله خداوند از برکت محبتش روز به روز آشنایی پدران و مادران و گذشتگان ما را که نورشان همراه ماست با خودش زیاد کند.

ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین(ع) به چه معناست

حضرت ابا عبدالله(ع) احتیاج به مردم نداشت، اما اینکه می‌فرماید: «مرا یاری کنید»، یعنی مسلک مرا یاری کنید، مقصد مرا یاری کنید، همکار و همراه من شوید. شما وقتی نماز می‌خوانید انبیاء و اولیاء را کمک کرده‌اید. وقتی کار خوب انجام می‌دهید، آنان را یاری داده‌اید. هر مسلکی که هر کس دارد، اگر شما هم از آن پیروی کنید او را یاری کرده‌اید.

آیا نفرمود که دشمنان ما را یاری نکنید و غذای دشمنان ما را نخورید؟ مسلک دشمنان ما را رفتار نکنید؟

برای امام حسین (ع) اگر پول خرج می‌کنید و یا لُخت می‌شوید عیبی ندارد، به ائمه نشان دهید، به امام حسین (ع) نشان دهید، بگذارید آقا ببیند که دوستش دارید. ریا برای مردم و به مردم نشان دادن بد است اما اگر به خود امامان (ع) نشان بدهید، این خوب است.

در دستگاه امام حسین (ع) حتی ریا هم ممدوح است، اگر جلوی روی مردم برای امام حسین (ع) مالت را بدهی، یا سینه بزنی خوب است، اصحاب که به میدان می‌رفتند رجز می‌خواندن و خودشان را معرفی می‌کردند، تظاهر در دستگاه امام حسین (ع) جزا دارد. البته بهتر است کار خود را به خدا و امام حسین (ع) نشان بدهی. بگویی، خدایا ببین من دارم این کار را می‌کنم، حسین جان ببین من دارم این کار را می‌کنم.

در حرم امام حسین (ع) که هستی، خوب گوش بده! آنجا یکی هست که به امام حسین (ع) سلام می‌کند. (منظور امام زمان (عج) است). سلامش خیلی قشنگ است، آن را بشنوید. همینطور که زوّار سلام می‌کنند، صدای او هم می‌آید که سلام می‌کند. در حرم امیرالمومنین (ع) هم همینطور است. وقتی که وارد می‌شوید و سر قبر مطهر علی (ع) حاضر می‌شوید، سلام‌تان را جواب می‌گوید. خوب گوش بدهید و حواس‌تان باشد که خلوت و تنها رفته باشید. بگویید: علی جان! این بار نماز خواندم و آمده‌ام خودم را نشان بدهم و دور حرمت بگردم و بروم. ساده بگو. خودنمایی نکن!

وقتی خواستی به حرم امام حسین (ع) مشرف شوی، تنها برو و وقتی هم مشرّف شدی حواست به دیگران نباشد، به خود حضرت باشد! ان شاءالله وقتی خواستی مشرّف شوی، ابتدا در نهر حسینی که نزدیک مرقد مطهر حضرت ابوالفضل (ع) است و از فرات جدا شده و آبش گل آلود است و تربت مخلوط است و آبش هنگام حرکت ناله می‌کند، غسل زیارت کن و با قدم‌ها کوتاه و به آهستگی و بدون اینکه با کسی حرف بزنی و به اطراف توجّه کنی به طرف حرم برو! هر قدمی که به سمت حرم می‌داری، ملائکه نور روی سرت می‌ریزند.

وقتی به حرم رسیدی، بالای کفش کن حرم، زیارت نامه‌ای نوشته شده است به این ترتیب «صلی الله علیک یا ابا عبدالله و صلی الله علیک یا ابا عبدالله و صلی الله علیک یا ابا عبدالله» که این خودش یک زیارت کامل است. گویا زائر می‌گوید: جانم به قربانت یا ابا عبدالله (ع) بعد می‌بیند مثل اینکه درست نشد و دلش آرام نگرفت، دوباره می‌گوید جانم به قربانت ای اباعبدالله (ع) و بار سوم هم به همین ترتیب! داخل حرم، پایین پای حضرت محلی است که استخوان‌های شهدا را آنجا دفن کرده‌اند. اگر هوشیار باشی آنجا که عبور می‌کنی احساس می‌کنی که زیر پایت مثل یک دریا گود است.

فارس

هرچند دير شده، آقاي دكتر طالبي تشكر

رسيده به بافق پويا:

هرچند دير شده اما جا دارد اول به عنوان يك شيعه و يك ايراني و درثاني به عنوان يك شهروند بافقي و مهمتر از همه بعنوان يك كارگري كه چندين سال در معدن سه چاهون بافق مشغول به كار بوده ام از آقايان مهندس ميرمحمدي و دكتر طالبي تشكر كنم. داستان از اين قرار است كه من از شركت جهاد نصر كرمان به دلايل كاملا غير موجه اي اخراج شدم و من هم نامه اي را به همراه مستنداتي به استاندار محترم نوشته و ارسال كردم و شرح ماوقع را در آن توضيح دادم. بعد از چندين روز شخصي از استانداري با من تماس گرفت و خودش را طالبي، معاون سياسي امنيتي استان معرفي كرد و به من گفت كه روال كار اينگونه است كه ابتدا بايستي شما به اداره كار شهرستان مراجعه كنيد و چنانچه نتيجه اي نگرفتيد آنگاه با من تماس بگيريد. اين عمل به نوبه خودش براي من دلگرم كننده بود.

هرچند دير شده و شايد علت آن نيز مشغله ذهني من در اين ايام بخاطر سنگ اندازيهاي چندين باره مسئولين شهرستاني مرتبط با اين موضوع باشد، اما لازم است كه به اندازه خودم هرچند صريح اما دوستانه و صميمانه از شخص آقاي دكتر طالبي تشكر نمايم.

مهدي محمدي نسب

كارگر معدن سه چاهون بافق

حساب و كتاب گاز در روز افتتاح گاز

هنوز باور نداشت كه من بايد بخاري نفتي را روشن كنم.  خودش از روزي كه به دنيا اومده بود بخاري گازي داشت. اما امروز ميخواهم با حساب و كتاب صحبت كنم. پس رفتم سراغ كتاب حساب ديفرانسيلم و و جزوه رياضي مهندسي را باز كردم و معادلات پيچيده اي را براي محاسبه نرخ انرژي گرمايش و پخت و پز كه شامل سيلندر گاز، نفت و گازوئيل است را نوشتم و از روشهاي تحليلي و محاسبات عددي محاسبه كنم شايد مسئولين امر بپذيرند. البته همگان ميدانند در حل معادلات اين چنيني شرايط مرزي مهم است كه در این نوشته به آن نمي پردازم.

367460_k1awygZf

ابتدا صورت مسئله را بنويسيم.

سوال اول: براي يك خانه ۲۰۰ متري در بافق ساليانه ۴۰۰۰ ليتر گازوئيل براي موتوخانه موردنياز است. چنانچه فرمانداري شهرستان ميزان حداكثر ۱۰۰۰ ليتر آن را به صورت يارانه اي و با قيمت ۱۵۰ تومان (نرخ گازوئیل در سال ۹۲) در اختيار صاحب خانه قرار دهد و  مابقي را صاحبخانه با قيمت ازاد به ازاء هرليتر ۳۵۰ تومان بخرد آنگاه كل هزينه مورد نياز براي گرمايش ساختمان را بدست آوريد؟ با فرض اينكه براي پخت و پز غذا ماهيانه دو سيلندر گاز با قيمت ۵۰۰۰ تومان نياز باشد آنگاه كل هزينه انرژي گرمايشي و پخت وپز را بيابيد؟

5865029629539406936

 

ابتدا معادله خطي مرتبه اول را براي اين معادله نوشته و سپس با روش تحليلي و با توجه به داده ها مسئله را حل مي كنيم. بنابراين لازم است كه ابتدا ۴۰۰۰ را منهاي ۱۰۰۰ كنيم و مابقي گازوئيل را كه قيمت آزاد دارد حساب كنيم كه مي شود ۳۰۰۰ ليتر. هزينه ۱۰۰۰ ليتر گازوئيل يارانه اي مي شود ۱۵۰۰۰۰ تومان و هزينه ۳۰۰۰ ليتر گازوئيل آزاد مي شود ۱۰۵۰۰۰۰ تومان. بنابراين كل هزينه مورد نياز براي گرمايش ساليانه يك خانه مجموع اين دو عدد مي شود كه برابر است با ۱۲۰۰۰۰۰ تومان.

از طرفي هر ماه دو سيلندر گاز در ماه با قيمت هر سيلندر ۵۰۰۰ تومان نياز مي باشد كه در مجموع هزينه ساليانه اش برابر با ۱۲۰۰۰۰ تومان مي شود.

بنابراين كل هزينه انرژي گرمايشي سالیانه برای یک خانوار برابر با ۱۳۱۰۰۰۰ تومان مي شود.

سوال دوم: در خانه اي ۱۵۰ متري در شهر يزد ساليانه قبض گازي (براي پخت و پز و گرمايش) معادل ۳۰۰۰۰۰ تومان در پايان سال توسط شركت گاز توزيع مي شود. با توجه به سوال اول مقايسه كنيد كه كدام شهروند انرژي ارزانتري را مصرف نموده اند؟ مقدار آن چقدر است؟ علل خود را بيان كنيد.

large-calculator-c++

 

با توجه به مقايسه بين دو عدد مشخص است كه شهروند بافقي هزينه بيشتري را پرداخت نموده است و مقدارسالیانه برای یک خانوار آن ۱۰۱۰۰۰۰ تومان مي باشد. در ضمن اين شهروند بافقي كل هزينه انرژي خود را قبل از مصرف پرداخت مي نمايد در حاليكه شهروند يزدي در ابتدا انرژي گرمايشي پاك گاز را مصرف مي نمايد و سپس شايد هزينه آن را پرداخت كند.

سوال سوم: اگر شهر يزد حداقل ۱۰ سال از اين نوع سوخت استفاده نمايد و بدون احتساب تورم و ارزش پول محاسبه نمايد كه يك شهروند بافقي چه مقدار پول بيشتري پرداخت نموده است؟

مقدار آن برای یک خانوار برابر با ۱۰۱۰۰۰۰۰ مي شود.

سوال چهارم : با فرض اینکه ۵۰۰۰خانوار در شهرستان بافق زندگی کنند هزینه مازاد پرداختی این شهرستان برای انرژی چقدر است؟ کل هزینه برابر با حاصلضرب دو عدد ۵۰۰۰ و ۱۰۱۰۰۰۰۰ می شود که برابر است با ۵۰۵۰۰۰۰۰۰۰۰ یعنی تقریبا ۵۰ میلیارد تومان.

سوال پنجم: بنظر شما با این مبلغ چه سرمایه گذاری و اشتغالزایی توسط مردم می توانست در شهرستان صورت بگیرد؟ آیا قادر به خرید بخشی از سهام سنگ آهن بافق بوده اند؟با این مبلغ حداقل ۵۰۵ فرصت شغلی در این شهرستان ایجاد می شود و در مورد سرمایه گذاری نیز میتوان در کارگاههای و کارخانجات جوار معدنی سرمایه گذاری هایی انجام داد.

index

 

سوال ششم : كدام يك از اين شهروندان آرامتر به نظر مي رسند؟ چرا؟

شهروند يزدي. زيرا او نگران تهيه گازوئيل نيست و هر زمان كه لازم باشد با چرخاندن شيرگاز به راحتي به انرژي گاز دست پيدا مي كند در حاليكه شهروند بافقي لازم است كه هم سيلندر حداقل ۱۰ كيلويي گاز را جابجا كند و هم اينكه اول فصل سرما بدنبال تهيه گازوئيل باشد.

 

حرف حساب همین است :

index1

 

هرچند لازم است از تمامی مسئولین تقدیر شوداما … .

این “اما” بماند به وقت دگر.

رحمت الله شريعتي

 

 .

موضوع انشاء: کوچه خود را پس از باران توصیف کنید.

موضوع انشاء: کوچه خود را پس از باران توصیف کنید.

به کی بگم ؟ از چی بگم؟ وقتی که باران می بارد همه خوشحال هستند ولی ما کوچه امام رضا (ع) غمگین هستیم چون که کوچه ما آسفالت نیست و گودال های زیادی در کوچه ما هست. ما وقتی می خواهیم برویم مدرسه این گل ها به کفش ما می چسبد و چند بار هم به شهرداری گفتیم اما به حرف ما گوش نکردند و حتی به حرف بچه ها که دل آن ها برای بچه ها هم نمی سوزد و بیایند آسفالت کنند و ما بچه ها از دست شهرداری راضی نیستیم و خواهش می کنیم که بیایید و کوچه امام رضا (ع) را آسفالت کنید و همه کوچه آسفالت است به جز کوچه امام رضا (ع) ۱۹٫

ما بچه ها می خواهیم در کوچه بازی کنیم ولی نمی توانیم. من خجالت می کشم  دوستام را دعوت کنند تا در کوچه ما بازی کنند. ما با بچه ها وقتی به مدرسه می رویم همیشه گلی می شویم و ماشینها در کنار ما که می گذرند گل به لباس های ما می پاشند. من وقتی میخواهم به مسجد بروم اذیت میشم.

به پدرم میگویم چرا کوچه را اسفالت نمی کنی و او به من می گوید چندین بار به شهرداری گفته ام و یکبار بهانه گاز می اورند و یکبار هم بهانه فاضلاب شهری . پدرم ميگويد گفتم بهشون که بیایند حداقل غلطک کنند.

م . شریعتی

دانش آموز کلاس ششم

DSC_0563 [puya640] DSC_0572 [puya640] DSC_0558 [puya640] DSC_0561 [puya640]

بسیجی یعنی علی که تمام وجودش وقف اسلام بود.

 

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره):

ــ بسیج شجرة طیبّه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه‌های آن بوی بهار وصل و طراوات تعیین و حدیث عشق می‌دهد.
ـ اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید.
ـ بار دیگر تأکید می‌کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی سقوط در دام دو ابرقدرت جهانی را به دنبال خواهد داشت.
ـ ملتی که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف با استکبار و پول‌پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌نمایی است باید همة افرادش بسیجی باشند.

image3s

ـ در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجیم.
ـ بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همة مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده‌اند.
ـ بسیج مدرسة عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته‌های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند.

image5s

ـ من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‌خورم و از خدا می‌خواهم تا با بسیحیانم محشور گرداند.
ـ تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقیناً از برکات و الطاف جلیة خداوند تعالی بود که بر ملت عزیز و انقلاب اسلامی ایران ارزانی شد.

image4s

ولی امر مسلمین حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی):

ـ‌ بسیج به معنی حضور و آمادگی در همان نقطه‌ای است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است.
ـ پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصر (ارواحناه و فداه) مهدی موعود عزیز یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است.
ـ شما جوانان بسیجی و سپاهی و جوانان مؤمن آگاهی را با احساس مسئولیت و شور و شعور همراه کردید.
ـ نیروهای نظامی و بسیجی ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌ای که هیچ خدشه‌ای در آن راه ندارد, محسوب می‌شوند.
ـ انکار بسیج, انکار بزرگترین ضرورت و مصلحت برای کشور است.
ـ اگر بسیج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, کمیت این انقلاب و این نظام وهمة حرکتهای سازندة این کشور لنگ است.

 

image2s
ـ انکار بسیج و بی‌احترامی به آن یا نابخردانه است یا خائنانه است.
ـ تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد, به نیروهای بسیج, به انگیزة بسیح به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج است.

image7s

ـ فرزندان بسیحی‌ام با حضور خود در هر صحنه‌ای که لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منکوب سازند.
ـ بسیج, یعنی نیروی کارآمد کشور برای همة میدانها
ـ همه جا چیزی شبیه بسیج هست, تنها به این درخشندگی, به این فراگیری, به این زیبایی, به این فداکاری, من در جایی سراغ ندارم.

 

image1s
ـ این فداکاری, من در جایی سراغ ندارم.
ـ نیروی عظیم بسیج مردمی است, این بسیج در همة قشرها هست.
ـ بسیج, اختصاص به یک منطقة جغرافیایی ویک منطقة انسانی و طبقاتی و قشری ندارد, همه جا هست.
ـ ایمان عاشقانه, ایمان عمیق, ایمان توأم با عواطف که از خصوصیات ملت ایران است باعث درخشان شدن بسیج شد.
ـ دانشجوی بسیجی دشمن کمین گرفته را از یاد نمی‌برد و غافلانه خو و دانشگاه و کشورش را به دست تطاول دشمن نمی‌سپرد.

index

ـ بسیاری از پیشرفتهای کشور مرهون تفکر بسیجی است.
ـ هریک از آحاد قشرهای مختلف جامعه که دارای روحیة حساس مسئولیت و ایمان باشد, بسیجی است.

image8s
ـ بسیاری از پیشرفتها و موفقیتهای نظام اسلامی در عرصه‌های مختلف مرهون تفکر و میل بسیجی است.
ـ بسیجی یعنی علی که تمام وجودش وقف اسلام بود.

image1s

 

ايكاش شهر من هم نماينده داشت تا شايد رئيس مجلس…!!؟

 مهمترین رويداد سیاسی که روز۵ آذر امسال در مرکز استان اتفاق افتاد و به جرات میتوان گفت که مردم عادی شهرم ازآن باخبر نشدند حضور رئیس محترم مجلس شورای اسلامی آقای دكتر علی لاریجانی در مرکز استان بود. آنچه که باعث شد تا این یادداشت هرچند مختصر را در این ساعت از شبانه روز یعنی۶:۱۴ صبح و بر روی صندلی اتوبوس بنگارم اولاً رفتن این شخصیت مهم و تاثیرگذار سیاسی به شهراردکان برای بازديد از مجتمع بزرگ گندله سازي افتتاح فاز يك و دو گازي نيروگاه سيكل چادرملو است و ثانیا احتمال حضورشان در شهرستان مهریز است.

باخودم اندیشیدم براستی علت حضور آقای دكتر شاید بخاطر دونماینده مجلس این شهرستان که فرزند بومی و متولد شده در آن هستند می باشد و بس.

همین جا بود که قلبم به درد امد و باز تبعیض (البته شاید ناخواسته و نا آگاهانه) در حق مردم ستمدیده اما غیور شهرم را نظاره­گر شوم.

اما جای یک آرزو باقیست و آن اینکه ایکاش وزنه های سیاسی شهرم از مسئولین کشوری ولشکری و شورا و حتی امام جمعه محترم، قدر این فرصت و مسافت کم را بمنظور ملاقات رئیس مجلس بدانند و قدم رجه ای كنند و به ملاقاتشان بروند و یک موضوع مهم مجلسی یعنی نحوه آرایش حوزه انتخابیه مجلس را بطور چهره به چهره به سمع و نظر اقای لاریجانی برسانند تا شاید نقطه آغازی باشد در تغییر حوزه انتخابیه و ان شاءالله نقطه عطفی برای محرومیت زدایی از این شهرستان غنی استان.

و ايكاش از ايشان كه خود از دل مردم برخاسته اند و انقلابي اند بپرسند كه:

  1. چرا بايد مسئولين به نزديكترين شهرهاي و بالطبع شهرهاي آبادتر استان مثل اردكان سفر كنند و جالبتر آنكه در اين شهرها به افتتاح كارخانه هاي متعدد و متنوع بپردازند كه بصورت ناعادلانه و حتي غيركارشناسانه به آنها مجوز داده شده است؟!
  2. چرا شهرهاي محروم استان مثل بافق و بهاباد همچنان بايد از حضور مسئولين كشوري بي نصيب بمانند؟!
  3. چرا بايد رئيس مجلس فقط به شهرهايي سفر كند كه نمايندگان مجلس زاده آن شهرها هستند؟!
  4. كي و كدام مسئول و به چه بهانه اي قرار است به شهرهاي محروم استان سفر كنند؟! آيا آن عن قريب است؟!
  5. تا كي روند ناعدالتي در حوزه هاي انتخابيه ، تقسيم ناعادلانه ثروت و سرمايه ، عدم سرمايه گذاري و عقب ماندگي در شهرهاي محروم بايد بيداد كند؟!
  6. چرا فاصله تبعيض در شهرهاي استان به بيش از حد معمول خودرسيده است تا جايي كه مردم يك شهر براي استيفاي حق خود بايد بيش از ۶۰ روز اعتصاب كنند و برخي ديگر به راحتي به دنبال توسعه باشند و …؟!
  7. و آيا آقاي دكتر از اين اجحاف اطلاعي دارند يا خير؟! آيا نماينده بزرگترين حوزه انتخابيه كشور يعني بافق، بهاباد، مهريز ، خاتم و ابركوه، ايشان را در جريان اين مسائل و ناعدالتي ها و ظلم ها قرارداده اند و… ؟!

شايد تيتر اين يادداشت را اين گونه مينوشتم بهتر بود:

طفلان يتيم استان بعد از ۱۰ سال دوري از مهر پدر

رحمت الله شريعتي

بافق پویا

توهم گرانی انرژی خورشیدی؛ باور نادرست گران بودن تولید برق از پنل‌های خورشیدی در مقایسه با نیروگاه‌های حرارتی

اگر به عنوان یک فعال بخش برق و انرژی مخاطب مستند حاضر هستید، حتی برای یکبار هم که شده، در ناخودآگاه خود و یا در مقام پاسخگویی و ارایه گزارش به مدیر بالادست، قیمت تمام شده برق با نیروگاه‌های معمولِ حرارتی را در مقایسه با مولدهای تجدیدپذیر، محاسبه کرده‌اید. به احتمال فراوان نتیجه این مقایسه نیز بر این باور که، هزینه تولید برق تجدیدپذیر به طور قابل توجهی از روش‌های فعلی تولید برق بالاتر است، مهر تأیید زده است. در این بین اگر به انرژی خورشیدی (و نه بادی) فکر کرده باشید، با اطمینان بیشتری به نتیجه بالا رسیده‌اید؛ چرا که در این‌گونه بررسی‌ها، اغلب هزینه نصب یک کیلووات پنل خورشیدی را تنها با هزینه نصب یک کیلووات نیروگاه حرارتی مقایسه و بدون لحاظ کردن عواملی چون فاصله میان قدرت عملی و تولید در روز پیک با ظرفیت نامی نیروگاه‌ها، هزینه احداث شبکه، هزینه سوخت و راهبری نیروگاه، تلفات و …، حکم به بازنده شدن مولدهای تجدیدپذیر می‌دهیم. مستند حاضر با این هدف تدوین شده که یکبار برای همیشه، هزینه‌های تأمین هزار مگاوات برق در محل مصرف مشترکان را با استفاده از دو گزینه «نصب مولد خورشیدی» و «نیروگاه سیکل ترکیبی و شبکه مورد نیاز» مورد مقایسه قرار داده و در این خصوص به نتیجه‌ای منصفانه برسد.

اگر شما نیز در زمره افرادی هستید که به گرانی انرژی ‌‌تجدیدپذیر ایمان دارید، خواندن این مقاله برایتان خالی از لطف نیست.

در شرایط فعلی، برای تامین هزار مگاوات بار در محل مصرف، به چه میزان ظرفیت نیروگاهی نیاز داریم؟

ظرفیت نامی نیروگاهی کشور در روز پیک سال ۱۳۹۲، ۶۹۲۷۶ مگاوات بوده است که حدود ۸۲% این ظرفیت را نیروگاه‌های حرارتی، ۱۴/۴% نیروگاه‌های برق‌آبی و بقیه آن را نیروگاه‌های هسته‌ای و تجدیدپذیر تشکیل داده‌اند. اما داشتن ظرفیتی بالغ بر ۷۰ هزار مگاوات، به معنای توانایی شبکه برای تحویل همین میزان بار در محل مصرف نیست. به عنوان نمونه ظرفیت نامی نیروگاه‌های گازی در شرایط استاندارد ـ دمای ۱۵ درجه سانتی‌گراد و ارتفاع صفر از سطح آب‌های آزاد ـ اندازه‌گیری می‌شود، و با هر میزان اختلاف دما و ارتفاع، از توانایی این ظرفیت برای تولید کاسته خواهد شد. به همین دلیل ظرفیت واقعی نیروگاه‌ها، که در صنعت برق با نام «ظرفیت عملی» خوانده می‌شود، در فصل‌های مختلف تغییر می‌کند و در تابستان‌ها (مواقع پیک شبکه برق کشور) به دلیل بیشینه بودن دما، کمترین میزان را دارا است. بنابراین در شرایط عمومی، نیروگاهی با ظرفیت نامی ۱۰۰۰ مگاوات، قادر نیست به همین میزان خروجی داشته باشد. نمودار شکل ۱ که برگرفته از آمار رسمی شرکت توانیر است، نشان می‌دهد ظرفیت عملی نیروگاه‌های کشور در روز پیک سال جاری، تنها ۵۴۸۷۹ مگاوات بوده است؛ یعنی ۲۱% کمتر از ظرفیت نامی که برای نصب آن هزینه صرف شده و این هزینه هنگام مقایسه با برق خورشیدی ملاک عمل قرار نمی‌گیرد.

 

هزینه برق خورشیدی

 

اما این تمام ماجرا نیست. همه ۵۴۸۷۹ مگاوات ظرفیت عملی نیز نمی‌تواند به دلایلی مانند کمبود آب سدها، بروز نقص فنی در عملکرد نیروگاه‌ها و ضریب آمادگی پایین، مورد استفاده قرار گیرد؛ و بر اساس آمار توانیر بیشینه تولید همزمان شبکه نیروگا‌ه‌های کشور، در زمان پیک تنها ۴۵۵۱۶ هزار مگاوات بوده است.

تا بدین جا تنها از میزان توانایی تولید برق در شبکه سخن گفتیم و هنوز سهم مصرف داخلی نیروگاه‌ها و تلفات انتقال و توزیع را لحاظ نکرده‌ایم. با احتساب سهم ۲۰ درصدی برای این موارد، از ۴۵۵۱۶ مگاوات توان تولیدی در لحظه پیک، تنها ۳۶۴۱۳ مگاوات به دست مصرف‌کننده نهایی می‌رسد؛ این رقم یعنی ریزش ۴۷ درصدی ظرفیت هنگام تحویل برق به مشترک نهایی، موضوعی که هیچ‌گاه در مسابقه قیمت‌‌ها به آن توجهی نمی‌شود!! با یک تقسیم ساده می‌توان آن چه که ما آن را «ضریب تولید به مصرفِ در محل» می‌نامیم، به دست آورد. حاصل تقسیم ظرفیت نامی نیروگاه‌های کشور (۶۹۲۷۶ هزار مگاوات) بر تامین نیاز در محل مصرف  (۳۶۴۱۳مگاوات)، حدود ۱/۹ خواهد شد. در تفسیر این ضریب باید گفت که اگر بخواهیم در روز پیک ۱۰۰۰ مگاوات برق در محل مصرف داشته باشیم، با سبد فعلی نیروگاهی کشور باید ۱۹۰۰ مگاوات ظرفیت متمرکز نیروگاهی ایجاد کنیم.

این اعداد و ارقام مربوط به سبد نیروگاهی کشور (شامل برق ‌آبی، حرارتی، هسته‌ای و …) است. اگر در بهترین شرایط این ضریب را تنها برای نیروگاه‌های سیکل ترکیبی محاسبه کنیم و به عبارتی تاثیر عدم تولید نیروگاه‌های برق‌آبی را در تابستان به دلیل نبود آب کافی حذف کنیم، مقدار این ضریب حدود ۱/۶خواهد شد. نتیجه تمامی محاسبات بالا حاکی از آن است که برای مقایسه هزینه برق خورشیدی با برق حرارتی، در خوشبینانه‌ترین حالت باید ضریب ۱/۶ را برای هزینه سرمایه‌گذاری اولیه لحاظ کنیم. بنابراین اگر می‌خواهیم هزینه نصب و راه‌اندازی ۱۰۰۰ مگاوات سلول‌ خورشیدی در محل مصرف را با گزینه‌های فعلی تامین برق مقایسه کنیم، باید آن را در مقابل هزینه دستِ‌کم ۱۶۰۰ مگاوات نیروگاه حرارتی و شبکه مورد نیاز آن، در نظر بگیریم.

برق خورشیدی گران‌تر است یا برق حرارتی؟

مقایسه هزینه‌های پاسخ‌گویی به ۱۰۰۰ مگاوات بار پیک روز در محل مصرف، با دو گزینه «نصب ۱۰۰۰ مگاوات سلول خورشیدی در محل مصرف» و «نصب ۱۶۰۰ مگاوات ظرفیت سیکل ترکیبی متمرکز» در جدول ۱ آمده است. قیمت هر کیلووات مولد خورشیدی به همراه هزینه‌های نصب و سایر تجهیزات مورد نیاز، ۶ میلیون تومان در نظر گرفته شده است. با این رقم، کل هزینه نصب هزار مگاوات پنل خورشیدی‌، ۶ هزار میلیارد تومان خواهد شد. لازم به یادآوری است که سلول‌های خورشیدی هزینه نگهداری تعمیرات ندارند و به علاوه برای انرژی خورشید، بهایی نیز نمی‌پردازیم!

 

همان‌گونه که از جدول یک برمی‌آید، گزینه دیگر احداث نیروگاه سیکل ترکیبی به ظرفیت ۱۶۰۰ مگاوات به همراه شبکه انتقال و توزیع است. هزینه نصب چنین نیروگاهی به همراه شبکه مورد نیازش بیش از ۵۶۰۰ میلیارد تومان خواهد شد (هزینه نصب هر هزار مگاوات نیروگاه سیکل ترکیبی، ۲ هزار میلیارد تومان و شبکه برق آن ۱۵۰۰ میلیارد تومان لحاظ شده است). و اما هزینه سوخت! هر لیتر نفت‌ِگاز سوزانده شده در نیروگاه سیکل ترکیبی با راندمان ۴۵ درصد، می‌تواند ۴/۶۸ کیلووات ‌ساعت برق تولید کند. اگر نیروگاه حرارتی (گزینه دوم) بخواهد به اندازه سلول‌های خورشیدی (گزینه اول) برق تولید کند، یعنی حدود  ۲/۳ تراوات ساعت در سال (با احتساب تلفات ۱۵ درصدی شبکه)، باید سالانه ۵۰۰ هزار لیتر نفت‌ِگاز مصرف شود که با در نظر گرفتن نرخ تصعیر ۲۵۰۰ تومانی دلار و قیمت ۷۰ سِنتی برای هر لیتر نفت‌ِگاز به قیمت فوب خلیج فارس، هزینه سوخت نیروگاه ۸۵۰ میلیارد تومان خواهد شد.

در مجموع هزینه احداث ۱۶۰۰ مگاوات نیروگاه سیکل ترکیبی و شبکه مورد نیاز و با در نظر گرفتن سالانه ۸۵۰ میلیارد تومان هزینه سوخت و بدون احتساب هزینه راهبری، بالغ بر ۶۴۵۰ میلیارد تومان خواهد شد. مقایسه دو عدد ۶۰۰۰ و ۶۴۵۰ میلیارد تومانی، حاکی از آن است که از نظر اقتصاد ملی، مولد خورشیدی در همان سال نخست، ارزان‌تر از نیروگاه حرارتی متمرکز است.

Picture8

دستاوردهای جانبی برق خورشیدی در مقایسه با برق حرارتی

موارد اشاره شده در بالا، در تصویر صفحه آخر خلاصه شده‌اند. اما مزیت نسبی انتخاب انرژی خورشیدی تنها به مقایسه دو عدد ۶۰۰۰ و ۶۴۵۰ محدود نمی‌شود. اگر اندکی موشکافانه‌تر به موضوع نگاه کنیم، نخستین پیامد این انتخاب، عدم مصرف سوخت فسیلی و عدم انتشار گازهای گلخانه‌ای است. همان‌طور که پیش‌تر نیز گفته شد، با نصب ۱۰۰۰ مگاوات سلول خورشیدی، سالانه از مصرف ۵۰۰ میلیون لیتر نفت‌‌ِگاز جلوگیری می‌شود که این موضوع می‌تواند میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای در کشور را تا بیش از ۱/۶میلیون تن کاهش دهد. به علاوه نصب پنل یک کیلوواتی برای هر مشترک می‌تواند تا ۲۰۰۰ کیلووات ساعت مصرف برق مشترک را در سال تامین کند. با توجه به الگوی مصرف ۲۵۰۰ کیلوواتی هر مشترک خانگی در کشور، می‌توان گفت ۸۰% نیاز برق مشترکان خانگی دارای پنل خورشیدی با این روش پاسخ داده می‌شود. در پایان نیز مشابه هر صنعت نوپای دیگر، با توسعه صنعت ساخت و نصب سلول‌های خورشیدی، به ازای هر ۱۰۰۰ مگاوات، ۶۰۰۰۰ شغل پایدار در این حوزه ایجاد می‌شود.

خورشید سخاوتمندانه می‌تابد؛ باید طرحی نو  دراندازیم!

تمام هدف ما از نگارش این مقاله، کشیدن خط بطلان بر باور گرانی انرژی خورشیدی بود. ما می‌خواستیم نشان دهیم، که از نظر سرمایه‌گذاری برای گذر از پیک، مولدهای خورشیدی با توجه به عدم نیاز به توسعه شبکه و موضوع تلفات، در همان سال نخست از نیروگاه‌های حرارتی باصرفه‌تر هستند؛ اما با وجود آن که در چند ده سال گذشته، صد در صد هزینه‌های سرمایه‌گذاری نیروگاه‌های حرارتی را از منابع دولتی تقبل کرده‌ایم، ولی در حال حاضر نسبت به پرداخت بخشی از هزینه‌های سرمایه‌گذاری نصب مولدهای تجدیدپذیر به مردم شک داریم. باید باور کرد که مولدهای تجدیدپذیر، خاصیت و کارکردی (برای صاحبانشان) جز تولید برق ندارند و تنها تفاوت آنها با نیروگاه‌های حرارتی متمرکز آن است که در محل مصرف و بر روی بام متقاضیان نصب شده‌اند!

پیتر گلیک، کارشناس انرژی و آب و رئیس موسسه پاسیفیک در کتاب «جهان در ۲۰۵۰»، به خوبی با یک مثال نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری‌های کلان در بیشتر موارد راهکار حل مشکلات نیست. به گفته او بسیاری از نهادهای بزرگ مانند صندوق بین‌المللی پول به خوبی می‌دانند چگونه یک میلیارد دلار را در جایی هزینه کنند (مثلا ساخت یک نیروگاه یا سد)، اما نمی‌دانند که چگونه یک هزار دلار را در یک میلیون نقطه (به عنوان مثال برای نصب مولدهای خورشیدی یا بهبود بهره‌وری انرژی) خرج کنند. در بیشتر مواقع راه حل هزار دلاری همان چیزی است که از همه بیشتر مورد نیاز است. به نظر می‌رسد که ما هم گرفتار همین دردیم و برای رهایی از آن، باید چشم‌هایمان را بشوییم و جور دیگری ببینیم!

http://powerportal.ir/?p=1623

پیام استاندار یزد به مناسبت فرا رسیدن هفته بسیج

image3s

به گزارش اداره كل روابط عمومي استانداري يزد، ” سيد محمد ميرمحمدي ” در اين پيام آورده است:
“بسیج، تبلور زیباترین جلوه های ایثار و مظهر همبستگی و انسجام عمومی ملتی است که در دستیابی به آرمان های دیرینه و تاریخی اش، آزادانه و سرافرازانه ایستاده و سرود عزتمندی و صلح دوستی را زمزمه می کند.
بسیج یادگار مانای امام راحل(ره) براي عبور از مشكلات و تنگناهاي كشور با مشاركت اقشار مختلف مردم و پيشران رفع موانع مي‌باشد و عصاره فداکاری و جان فشانی هايي است که بی بدیل ترین نمونه بروز خود را در دوران هشت سال دفاع مقدس به رخ کشید به نحوی که بسیجیان سلحشور با حضور گسترده در صفوف مقدم جبهه های نبرد حق علیه باطل با هماهنگي و همكاري نيروهاي مسلح ارتش و سپاه دست به خلق حماسه زدند و با عشق و ایمان به حضرت دوست، در دفاع از کیان میهن عزیز اسلامی و آرمان های متعالی انقلاب در عرصه پيكار و دفاع از عزت و شرف و دين شهادت را به جان خریدند و برای همیشه در صفحات تاریخ ایران اسلامی جاودانه شدند.
امروز نیز بسیج با حضور چشمگیر و خالصانه در عرصه های مختلف عمران و آبادانی این مرز و بوم، در مسیر الهی خدمت به مردم جد و جهد بي وقفه خواهد داشت و با تکیه بر آرمان های اعتقادي و اخلاقی و انسانی برای توسعه و پیشرفت كشور در تلاش است و به فرموده بنيانگذار كبير جمهوري اسلامي حضرت امام خميني(ره)، بسيج مدرسه عشق است، بي گمان اين عشق الهي و در واقع عشق به خوبي ها، پاكي ها و رشادت ها و شهادت ها است.
اینجانب با گرامیداشت فرا رسیدن هفته بسیج، این مناسبت را به همه مردم بزرگوار بويژه  بسیجیان عزیز استان دارالعباده یزد تبریک گفته و موفقیت همگان را از درگاه حضرت حق مسئلت می نمایم.”
سیدمحمد میرمحمدی
استاندار يزد

image5s

 

آغاز ثبت نام برای نصب سامانه برق خورشیدی فتوولتائيك در منازل مسكوني استان

مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق استان یزد از آغاز ثبت نام برای نصب سامانه فتوولتائیک ویژه منازل مسکونی استان یزد تا ششم آذر ماه سال جاری خبر داد.

 

به گزارش دفتر روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق استان یزد مهندس محمدرضا صحتی با تشریح جزئیات ثبت نام استفاده از یارانه نصب و اجرای سامانه برق خورشیدی عنوان کرد: میزان یارانه پرداختی برای نصب این سامانه معادل ۵۰ درصد کل هزینه نصب و تا سقف ۴۵ میلیون ریال خواهد بود. وی استفاده از منابع گسترده  انرژی خورشیدی در یزد را حائز اهمیت برشمرد وگفت : کلیه مشترکین برق  می توانند حد اکثر تا تاریخ ششم آذرماه  ۹۳ جهت ثبت نام به واحد های خدمات مشترکین مستقر در امورهای برق محل سکونت خود مراجعه کنند.

 

images1

 

مهندس صحتی با اشاره به محدویت اعتبارات و ظرفیت تخصیصی به استان تاکید کرد:

اولویت با متقاضیان بر اساس تاریخ پرداخت وجه ثبت نام تعیین شده است. این سامانه از نوع متصل به شبکه است و قادر خواهد بود حداکثر به میزان یک کیلو وات انرژی تولید نماید.  متقاضیان جهت کسب اطلاعات بیشتر و مدارک موردنیاز و همچنین در این خصوص می توانند به وب سایت شرکت به آدرسwww.yed.co.ir مراجعه نمایند.

 

Picture11

مدارک مورد نیاز جهت ثبت نام اولیه :

–         اصل و کپی کارت ملی و شناسنامه مشترک متقاضی

–         اصل و کپی کارت سند مالکیت منزل به نام مشترک متقاضی

–         اصل و کپی پایان کار،‌کپی پروانه ساخت و صورتمجلس تفکیکی ساختمان

–         اصل و کپی رضایت نامه محضری از دیگر مالکین ساختمان (در صورت مشاع بودن محل نصب)

–         اصل و کپی فیش برق به نام مشترک متقاضی

–         اصل و کپی فیش پرداخت مبلغ ۱۰ میلیون ریال پس از دریافت قبض از واحد خدمات مشترکین شهرستان یا امور مربوطه

table germany-monthly1 images images2

گذری بر كارگروه پيگيري مطالبالت مردم و كارگران شهرستان بافق

هميشه خيلي از اثرها باقي ميماند، مثل صورتجلسات. امروز كه اين متن نيز در اذهان مردم و تاريخ و فضاي مجازي براي هميشه باقي خواهد ماند چرا كه هميشه حرفها و مطالب سينه به سينه و دست به دست به ما رسيده و همچنان اين مسير لحظه به لحظه در حال ثبت است. دل همه مردم خوش است كه بعد از سالهاي سال كه مردم داد حق خواهي خود را در اين دولت سر دادند همه حرفها و حقايق و واقعيت در قالب يك صورتجلسه ۹۳/۳/۵ خلاصه گرديد و بعد از ان جلسه اي بالاتر و مهمتر در استانداري تشكيل و مسئولين استاني و شهرستاني ( يعني فرزندان بافق) نيز در تاريخ ۹۳/۳/۲۵ در جلسه حضور داشتند و صورتجلسه اي تنظيم شد كه در بند يك آن مقرر شد كارگروه پيگيري مطالبالت مردم و كارگران معرفي شود كه اين كار انجام شد و اعضاء اين كارگروه عبارت بودند از: امام جمعه محترم، فرماندار محترم، مديرعامل محترم شركت سنگ آهن، نماينده نمايند مردم در مجلس شوراي اسلامي (آقاي حسين ندافيان)، نماينده كارگران شركت ( آقاي محمدرضا صباغيان) نماينده شوراي شهر (آقاي حسن تشكري) و نماينده شوراي شهرستان (آقاي حسن اميرزاده).

اين آغاز ماموريتي است تاريخ و سرنوشت ساز براي همه مسئولين علي الخصوص بافقي ها چرا كه به قول يكي از مسئولين شهرستان در این شهر به دنيا آمديم و در همين شهر توسط همين مردم تشييع جنازه مي شويم و به خاك مي رويم، پس آقايان كارگروه بدانيد كه ما مي دانيم امروز در سنگر خدمت اگر تلاش كرديد كه ان­شاء الله كرده ايد اثر آن ماندگار و اگر فقط دستاويز حاشيه ها و احزاب و گروهها و … بوده ايد كه ان­شاءالله نبوده و نخواهيد شد، آن هم اثر ننگ خود را باقي خواهد گذاشت. امروز وظيفه كارگروه بر اساس صورتجلسات ۹۳/۳/۵ و ۹۳/۳/۲۵ و ۹۳/۶/۸ و ۹۳/۶/۹ مشخص مي شود ولي پيگيري و حمايت و بررسي كاركارشناسي و اعلام نتايج فقط و فقط بستگي به استمرار جلسات كارگروه پيگيري مطالبات مردم و كارگران دارد، نه اينكه شواهد و قرائن نشان از آن دارد كه فرماندار محترم و مديرعامل محترم بعد از جلسه ۹۳/۶/۹ در ناحيه مقاومت بسيج بافق كه با حضور جمعي از اعضاء شوراي تامين استان تشكيل گرديد حاضر به حضور در جلسه كارگروه نشود.چه شد که یک دفعه این کارگروه که با نظر شخص استاندار و با تایید ایشان شروع و فراز و نشیب های فراوان این شهرستان را حل کرد، امروز باید توسط آقایان مورد بی محلی و بی مهری قرار گیرد. مگر چه کسانی عضواین کارگروه هستند؟؟ مگر این کارگروه با همفکري و مشورت و راي گيري مصوبه نمي گذارنده است كه الان به اين نحو برخورد مي شود؟

وقتي آقايان مدير عامل محترم و فرماندار محترم که زحمات زيادي براي اين شهر و مردم كشيده اند حاضر نباشد به مصوبه اي كه خود جهت حضور در جلسه آنهم در دفتر امام جمعه محترم كه مورد وثوق همه مردم و حمايت همه جانبه مردم از ايشان است شركت كنند پس ديگر چه مي توان گفت و چه درخواستي مي توان داشت ؟ چرا بايد به جاي كمك به يكديگر در جهت رفع مشكل، خود عدم پايبندي به صورتجلسات و به نوعي خواسته هاي مردم را به سطح جامعه بكشانيم.چرا؟

بافقي هاي مسئول آناني كه در تاييديه صورتجلسه ۹۳/۶/۹ سپاه بافق حضور داشته و امضا را خود بر آن نقش بسته اند بدانيد كه شماها فردا بايد جوابگوي نسل هاي آينده باشيد و خدا پدربيامرزي ازآن شماست (ان­شاءالله) و اگر خدايي نكرده به مردم بگوييد كه چه به سرشان مي آيد با همين مردم زندگي كرده و شرمساريد البته يك نكته مخفي نماند كه شما مامور به تكليف هستيد و نه نتيجه ولي نه اينكه ناگفته هاي جلسات بيش از گفته ها باشد.

چرا دبير خانه كارگروه صورتجلسات مصوبات را به رسانه اعلام نمی کند؟ چرا بعد از قريب به ۲ ماه و اندی از جلسه ۹۳/۶/۹ سپاه هنوز هيچ صدايي از كارگروه پيگيري نمي آيد؟

در آخر ما از هيچ كس، هیچ گلايه اي نداريم غير از آنان كه به هر نحو ممكن كوتاهي كردند و يا خدايي نكرده نا خود آگاه كوتاهي مي كنند ولي يك در خواست از همه اعضا كارگروه که هر كدام به نحوي مسئوليتي داريد پس جلوگيري مسئوليت سنگين خود به مردم باشید و شفاف سازی کنید نه آنكه جلسات در فرمانداري و شورا و … بگذاريد و ما مردم ندانيم كه چه ميشود و به ما چه مي گذرد درحالیکه تمامي صورتجلسات و امضاهاي ما و شما ماندگار براي نسلها ي بعد و باقي است.

امضاء محفوظ : ا.ح

بافق پویا..

اندر احوالات جاده بافق – يزد

آقاي استاندار در اولين جلسه با مسئولين شهرستان( فرماندار اسبق، امام جمعه، مديرعامل سنگ آهن و اعضاي شوراي اسلامي شهر و شهردار بافق) در استانداري يزد كلامي صيقل داده شده با عمل را در جلسه مطرح كردند كه انصافاً جاي بسي تقدير و تشكر دارد و آن اينكه : ما به مردم قول و وعده سرخرمن نمي دهيم (اين دولت) و بر اساس كار كارشناسي و نياز هر منطقه و ساير شرايط اقدام كنم و نبايد مردم را بيهوده و بي جهت درگير موضوع كرد. اين حرف از زبان بالاترين مقام ارشد استان گفته شد و مسئولين شهرستان نيز هر يك به فراخور مسئوليت خود، جلساتي با معاون عمراني، مديركل راه و شهرسازي برگزار و پيگير مسئله بزرگراه يزد – بافق شدند و در اولين سفر استاندار به شهرستان در محرم سال ۹۲ اتمام جاده و گاز بافق به عنوان اولويت هاي اول شهرستان مطرح گرديد كه جاي تقدير و تشكر از همه مسئولين را دارد. اينها همه گذشت تا بعد از اعتصاب صنفي مردمي كارگري شركت سنگ آهن مركزي از طريق سامانه كوتاه فرمانداري بافق خبر مسرت بخش اتمام جاده در تاريخ ۹۳/۱۰/۳۰ بر اساس صورتجلسه مورخ ۹۳/۳/۲۰ كه با حضور فرماندار شهرستان، مديرعامل سنگ آهن، معاون عمراني، مديركل راه و شهرسازي برگزاري گرديده بود به مردم ارسال شد و موجي از شور و شعف را در مردم ايجاد كرد.

صورتجلسه اي كه در بند يك آن شركت سنگ آهن متعهد گرديد تا سقف يكصدوپنجاه ميليارد ريال نسبت به تامين ميلگرد مورد نياز اقدام نمايد كه اين امر محقق شده است همچنان كه در بحث بهداشت و درمان نيز تعهدات شركت سنگ آهن محقق شد ولي تعهدات دانشگاه علوم پزشكي را خداداند و بعضي از مسئولين و بس بگذريم.

و بند ۵ اداره كل راه و شهرسازي متعهد گرديد نسبت به تجهيز و شروع پروژه حداكثر تا تاريخ ۹۳/۲/۳۰ اقدام و حداكثر تا تاريخ ۹۳/۱۰/۳۰  ابنیه فني را تكميل نمايند و آسفالت نيز همزمان صورت گيرد.

و اين عملي نگرديد و باز چندین باره كه مردم بسياري و خانواده هاي فراواني را به كام مرگ يا قطع عضو و… كشاند تا اينكه در تاريخ ۹۳/۵/۱۵ معاون محترم عمراني با مديركل راه و شهرسازي سفر يك روزه به بافق داشته و از نزديك در جريان روند ساخت بزرگراه يزد-بافق قرار گرفتند و بند ب مصوبه اين بود:

  • در خصوص بزرگراه بافق-يزد مقرر گرديد با توجه به مشكلات پيمانكار موجود اداره كل راه و شهر سازي نسبت به محدود نمودن پيمانكار و اخذ پيمانكار جديد با عملكرد مناسب اقدام فرماييد.

و در بند ت اين مصوبه عنوان گرديد.

  • پروژه به هيچ عنوان متوقف نگردد و باسرعت چند برابر انجام شود و حداكثر پايان امسال تعهدات قبلي انجام گردد.و اين صورتجلسه هم نيز بصورت جلسه قبلي اضافه گرديد و حفظ پيمانكار در قسمت ابتداي جاده در بافق بصورت خيلي كند با امكانات محدود در حال انجام است و پيمانكاري ديگر كه آن هم سرعت قابل توجهي ندارد در حال ساختن پل هاست و يك بلدوزر و نيز در قسمت ديگر از جاده در حال تسطيح تپه ها مي باشد كه با اين امكانات و با اين سرعت نمي توان اميدي به اتمام اين جاده در امسال داشت چرا كه صورتجلسات صحبت از پايان ديماه و مجدد پايان خرداد ماه به پايان مي رسد.
  • از همه اين حرفا كه بگذريم چرا بايد معدني كه به عبارتي ۱۵ ميليارد تومان درآمد مالياتي براي استان داشته است و جاده آن كه جز پروژه هاي ملي است و ترافيك آن بيشتر به خاطر ماشين حمل در آمد (سنگ) براي كشور و استان است بلاي جان مردم بافق شود.
  • و چرا بايد امروز از همه لحاظ بافق با محروميت دست و پنجه نرم كند و داد همه مسئولين زحمت كش نيز به جايي نرسد؟
  • چه كسي جوابگوي خانواده هاي اين كشته و زخمي هاست.؟
  • چه كسي بايد پاسخگوي فرزندان يتيم اين خانواده هاست.؟
  • آيا تاكنون فكركرده ايم و خود را جاي آنان قرار داده ايم كه چند نفر از كشته ها ي اين مسير از مسافران سواري هاي شخصي بوده اند و چند نفر رانندگان تريلرها هستند؟
  • چرا وقتي شهرستان در بحث بهداشت و درمان جوابگوي مردم نيست،نبايد حداقل زيرساخت هاي ديگر را تامين كند و خانواده ها ناچار هستند خستگي طول سفر و نبود جاده مناسب در اين مسير براي طول درمان خود حداقل ماهي ۲ بار و خيلي از خانواده ها بيشتر به يزد بروند و در نوبت هاي چند ساعته چند پزشك بنشينند تا درمان شوند .
  • آيا حق مردم بافق به عنوان يكي از تأمين كنندگان درآمد هاي بزرگ ،سرنوشت ساز و پايدار استان اين است ؟ اي كاش وقتي فرمانداري مي گويد بافق يعني ايراني كوچك كسي در جواب بگويد بافق يعني روستاي كوچك ولي تأمين كننده ايراني بزرگ و بايد از همه مسئولين شهرستان (امام جمعه محترم ،فرماندار،شوراي شهر ،مديرعامل سنگ آهن و..) و مسئولين استاني و كشوري و نماينده محترم مجلس شوراي اسلامي خواست كه تلاش كنند و بخواهند از آناني كه خواهان خروج و استفاده از درآمد اين طلاي سياه (سنگ آهن) از ديار زجر كشيده بافق هستند حداقل خود مسير حمل سنگ خود را آباد و آزاد كنند نه اينكه امروز با همه توان كه مسئولين كشوري ،استاني و شهرستان (سنگ آهن) در اين زمينه گمارده اند هر روز بحث اتمام اين جاده در صورتجلسات دستخوش تغييرات زماني و شرايط قرار مي گيرد و بايد هر چند يكبارشاهد تصادفات مرگباري در اين جاده باشيم .به كه گويم كه دلم خون شده از دست خودم / آخر از ماست كه بر ماست همين در به دري

امضاء محفوظ : ا . ح

بافق پویا

 .

اعطای کمربند قرمز و مشکی رشته تکواندو

به گزارش بافق پویا به نقل از روابط عمومی اداره ورزش و جوانان شهرستان بافق روز شنبه مورخ ۹۳/۹/۱با حضور فرماندار بافق و جمعی از مسئولین شهرستان کمربند تکواندو کاران اعطاء شد . در این مراسم که در سالن تختی ورزشگاه بافق انجام گردید در ابتدا فتاحی بخشدار مرکزی شهرستان و رئیس هیئت تکواندو ضمن خیر مقدم به فرماندار محترم و دیگر مسئولین بیان داشت سطح کمی و کیفی این دوره ار آزمون کمربند بسیار خوب بوده که نوید بخش رشد تکواندو در شهرستان بافق می باشد .

وی ضمن تقدیر و تشکر از کلیه خانواده های تکواندو کاران در خصوص حمایت از فرزندان خود از جامعه ورزش شهرستان و مسئولین خواست که حمایت بیشتری از ورزش تکواندو صورت گیرد که در آینده شاهد رشد و شکوفایی بیشتر ورزشکاران این رشته در بافق باشیم .

 

IMG_5470 [puya640]

در ادامه طلایی مقدم ضمن تشکر ار حمایت خانواده های ورزشکاران و مسئولین گفت: گامهای بلندی را در بافق برای ارتقای ورزش برداشته ایم و همچنان این تلاشها ادامه دارد همچنین او ادامه داد: استعداد خوبی برای رشد تکواندو در بافق وجود دارد که باید با شناسائی ، سازماندهی و برنامه ریزی بر روی این استعدادهای نهفته ، آنها را برای رقابت های ملی آماده کنیم.

 

IMG_5473 [puya640]

در این مراسم ،۲۲ تکواندوکار پسر و ۶ تکواندوکار دخترکمربند قرمز ، و ۱۱ تکواندو کار پسر به کمر بند مشکی ارتقا درجه پیدا کردند.

 

IMG_5463 [puya640]

 

همچنین در حاشیه این مراسم از حسن طالبی تکواندوکار نوجوان که برای مسابقات انتخابی تیم ملی دعوت به عمل آمده، تجلیل شد.

 

IMG_5503 [puya640] IMG_5506 [puya640] IMG_5493 [puya640] IMG_5489 [puya640] IMG_5483 [puya640]   IMG_5465 [puya640]

 .

حذف کارگروه مطالبات مردمی بافق، خدمت یا خیانت …. ؟!

به نام عدالت گستر هستی
بی مقدمه بگویم ….
مدتی است بافق به یک تشویش و سرگردانی مبتلا شده که نمی توان خادم را از خائن و دلسوز را از منفعت طلب تشخیص داد.
به راستی وظیفه یک مسئول در هر مسئولیتی چیست؟ مگر هدفی جز کسب رضایت و تامین آرامش مردم برای مسئولین وجود دارد؟ آیا به واقع جریانات اخیر بافق و اقدامات مسئولین در راستای رضایت و آرامش مردم بوده است یا باری از بی اعتمادی را به همراه داشته؟ تا جایی که مردم به حرف مسئولین قانع نشده و دل به نماینده خویش (نماینده کارگری ؛ نه نماینده محترم مردم در مجلس شورای اسلامی) می بندند. چرا کارتان به جایی رسیده که باند بازی های سیاسیتان را بر دغدغه های اجتماعی شهر ترجیح می دهید؟
چند وقتی است خبر حذف کارگروه پیگیری جریانات خصوصی سازی سنگ آهن بافق از دید استاندار یزد از زبان دخیل عباس زارع زاده در سایت های خبری بافق چهره نمایان کرده است و دلهره ای دیگر بر دل های پردرد مردم شهرستان افزوده است. آیا به واقع این تصمیم ها نشان از اقتدارتان دارد یا تلاش برای کسب رضایت مردم؟!
باز بر این عقیده ام و البته به تمامی سایت های خبری شهرستان پیشهاد دارم که در یک همه پرسی، انتخاب را به مردم فهیم و با بصیرت شهرستان بسپاریم:
اعتماد مردم به کارگروه بیشتر است یا استاندار و فرماندارش!

سید حمید هاشمی.

بافق پویا.